سبد خرید شما در حال حاضر خالی است!
رمان فارسی
پیشنهاد های شهر کتاب برای بخش رمان فارسی
نمایش 85–96 از 616 نتیجه
کتاب بعدی به پیشنهاد ما
مشاهدهکتاب بعدی به پیشنهاد ما
مشاهدهنمایش 85–96 از 616 نتیجه
رمان ایرانی با تاریخی غنی و پرفراز و نشیب، همواره بازتابدهندهی فرهنگ، اجتماع و هویت ایرانی بوده است. از حکایتهای اسرارآمیز و دلنشین گذشته تا رمانهای واقعگرا و مدرن امروز، این فرم ادبی تجربهای را برایمان رقم زده که در آن میتوان با گوش جان به نبض جامعهی ایرانی در گذر زمان گوش سپرد.
در این مقاله، سفری به ژرفا و تاریخ رمان ایرانی خواهیم داشت. از نخستین جرقههای پیدایش رمان در ایران آغاز میکنیم و با گذر از دورههای مختلف ادبی، تحولات و ویژگیهای شاخص رمان ایرانی را در هر دوره بررسی میکنیم. در نهایت، به رمان ایرانی امروز میرسیم و چشمانداز آن را در دنیای پرشتاب ادبیات امروز میکاویم.
برای درک ماهیت رمان ایرانی، لازم است نگاهی به بسترهای پیدایش آن داشته باشیم. سرزمین ایران با سابقهی درخشان در حوزهی داستانگویی، همواره مهد پرورش روایتهای شگفتانگیز بوده است. از شاهنامهی فردوسی که حماسهی ملی ایرانیان را روایت میکند تا داستانهای عاشقانهی نظامی و عطار، همگی رگههایی از عناصر داستانی را در خود جای دادهاند.
با روی کار آمدن صنعت چاپ در اواخر قرن نوزدهم، زمینهی تازهای برای شکلگیری رمان ایرانی فراهم شد. ترجمههای رمانهای غربی، به ویژه آثار نویسندگان اروپایی، مخاطبان ایرانی را با گونهی جدیدی از داستانگویی آشنا کرد. آشنایی با این آثار، زمینهی الگوبرداری و در نهایت، خلق رمانهای ایرانی را فراهم ساخت.
از سوی دیگر، تحولات اجتماعی و سیاسی عصر قاجار نیز در پیدایش رمان ایرانی نقش بسزایی ایفا کرد. رویارویی با غرب و آشنایی با مفاهیمی همچون آزادی، عدالت و فردگرایی، زمینهای برای طرح پرسشهای جدید و بازتاب آنها در عرصهی ادبیات شد. نویسندگان ایرانی با بهرهگیری از فرم رمان، به نقد جامعهی خویش پرداختند و دغدغههای اجتماعی و سیاسی خود را به تصویر کشیدند.
سیر ادبیات داستانی در ایران از زمان ظهور اسلام تاکنون به چند دوره تقسیم میشود که هر یک دارای ویژگیها و نمایندگان خاص خود هستند. برخی از این دورهها عبارتند از:
عصر مشروطه را میتوان دورهی آغازین رمان ایرانی به شمار آورد. در این دوره، نویسندگانی همچون میرزا آقاخان کرمانی و عبدالرحیم طالبوف با بهرهگیری از عناصر رماننویسی غربی، به نقد و اصلاح جامعهی ایران همت گماردند. در واقع میتوان گفت ادبیات مشروطه به آثار نثر و شعری گفته میشود که از اواخر قرن نوزدهم میلادی تا سال ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ خورشیدی) تحت تأثیر آرمانهای آزادیخواهانۀ مشروطهخواهان پدید آمد.
این دوره از ادبیات فارسی با تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در قرن نوزدهم همراه بود و به ایجاد پیوند بین سنتهای ادبی کهن و رویکردهای مدرن ادبی منجر شد. در کنار این آثار با رویکرد سیاسی و اجتماعی، رمانهای دیگری نیز در این دوره خلق شدند که بیشتر بر وجوه سرگرمکنندهی داستانگویی تأکید داشتند. رمانهایی همچون امیر ارسلان نامدار نوشتهی حسین قلیخان نوری و مسیو کدوته از میرزا ابوالقاسم فراهانی، با روایتهای ماجراجویانه و طنزآلود، مخاطبان را سرگرم میکردند.
نویسندگان در این دوره عموما به نقش اجتماعی ادبیات توجه داشتند و به ساختار ادبی و نقش زیباشناختی رمان اهمیت چندانی نمیدادند. ستارگان فریبخورده نوشته میرزا فتحعلی آخوندزاده، نخستین رمان فارسی محسوب میشود که در سال ۱۲۵۳ منتشر شد. کتاب احمد نوشته میرزا حبیب اصفهانی، رمانی است که در سال ۱۲۸۴ به چاپ رسید و داستان زندگی یک پسر مشروطهخواه را روایت میکند.
سیاحتنامه ابراهیم بیگ نوشته زینالعابدین مراغهای، رمان دیگری است که در سال ۱۲۹۰ منتشر شد و داستان سفر یک ایرانی به اروپا و تجربههای او را بیان میکند. در سالهای پس از مشروطه توجه برخی نویسندگان به شخصیتهای تاریخی و خلق رمان تاریخی جلب شد. گفته میشود نخستین رمان تاریخی فارسی را محمدباقر میرزا خسروی با عنوان شمس و طغرا در سال ۱۲۸۷ (ه.ش) به طبع رساند.
پس از فروکش کردن اوضاع اجتماعی دوران مشروطه و بروز تردید در باورهای پیشینی در میان اهل ادب و به دنبال آن ترجمۀ داستانهای کوتاه اروپایی در مجله بهار برای نخستین بار، حال و هوایی تازه در فضای ادبیات ایران پدید آمد.
در سالهای پس از مشروطه، رمان ایرانی به تدریج مسیر خود را پیدا کرد. نویسندگان این دوره با الهام از ادبیات غرب و در عین حال، با تکیه بر عناصر و مایههای بومی، به خلق آثاری با هویت ایرانی پرداختند. این دوره را میتوان عصر شکوفایی رمان ایرانی دانست. نویسندگانی همچون صادق هدایت، صادق چوبک، جمالزاده، بزرگ علوی و سیمین دانشور، با رویکردهای متفاوت، آثاری درخشان خلق کردند که هر یک به نحوی، تصویری از جامعهی ایرانی آن زمان را به نمایش میگذاشتند.
در سال ۱۳۰۰(ه.ش) محمدعلی جمالزاده با انتشار شش داستان کوتاه در مجموعهای به نام یکی بود، یکی نبود آغازگر دوران جدید داستاننویسی ایران شد. از دیگر آغازگران رمان مدرن در ایران میتوان به مرتضی مشفق کاظمی (تهران مخوف)، عباس خلیلی (روزگار سیاه، انتقام)، محمد حجازی (هما، پریچهر) و محمد مسعود (تفریحات شب، در تلاش معاش) نام برد.
در سال ۱۳۰۹ صادق هدایت با انتشار مجموعه داستان زنده به گور گامی بلند در ارتقاء و پیشبرد ادبیات داستانی ایران برداشت و با خلق بوف کور در سال ۱۳۱۵ (ه.ش) جنبههای هنری رمان ایرانی (رمان معاصر فارسی) شکلی تازه به خود گرفت.
در دهۀ ۳۰ نویسندگان جوانتری همچون جلال آل احمد (سرگذشت کندوها، نون والقلم)، صادق چوبک (تنگسیر، سنگ صبور) و ابراهیم گلستان (مدّ و مه، اسرار گنج دره جنّی) از دریچه دید صادق هدایت به خلق داستان مشغول شدند. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ه.ش موجب بروز شخصیتهای ناامید و بدگمان در آثار داستانی شد. م.بهآذین و نادر ابراهیمی (بار دیگر شهری که دوست میداشتم، آتش بدون دود) از دیگر نویسندگان شاخصی هستند که در این دوره ظهور کردند.
همزمان با پررنگ شدن نقش رمان در ادبیات فارسی و فرو نشستن شور و شوقهای سیاسی، دهۀ ۴۰ که دورهای شاخص در داستان فارسی محسوب میشود، آغاز شد. بهرام صادقی (ملکوت)، غلامحسین ساعدی (ترس و لرز، عزاداران بیل)، احمد محمود (زائری زیر باران، غریبهها و پسرک بومی)، هوشنگ گلشیری (شازده احتجاب) و سیمین دانشور (سووشون) از مهمترین نویسندگان این دهه به حساب میآیند.
دهۀ ۵۰ را میتوان دهۀ شرح مسائلِ پیچیدۀ انسانِ تنهای معاصر در بیانِ داستانی دانست. روایتِ عشق، مرگ و تنهایی در کالبد شخصیتهایی که در پی هویتی حقیقی بودند، در قلم نویسندگان پدیدار شد. «شمیم بهار»، «عدنان غریفی» و «رضا دانشور» از داستاننویسان مهم این سالها بودند. اما شاید بتوان مهمترین داستاننویس این دهه را «محمود دولتآبادی» با دو رمان جای خالی سلوچ و کلیدر دانست، که راویتگر انسانی بحرانزده در بطن جامعهای خالی از امنیت روحی و اجتماعی بودند.
در نیمۀ دوم این دهه تلاش کلی نویسندگان بر ایجاد فضاها و تجربیات تازه متمرکز بود. پیوند با جریانات اجتماعی و سیاسی آن زمان، گریز از اندیشههای رمانتیک و سادهنویسی از صفات بارز متون رمان معاصر فارسی در آن سالها به شمار میرود.
داستان فارسی در دهۀ ۶۰ تحت تأثیر دو اتفاق مهم قرار داشت: انقلاب ۵۷ و آغاز جنگ تحمیلی در شهریور ۵۹. در این دهه و سالهای پس از آن با نویسندگانی مواجهیم که متأثر از دو رخداد بالا و با عنایت به تجربهها و تلاشهای ارزشمندی که در گذشته انجام شده بود، شیوههای مختلف نوشتن را آزموده و همچنان میآزمایند.
تفاوتهای بارز بین رمان فارسی قبل و بعد از انقلاب میتواند از جنبههای مختلفی مورد بررسی قرار گیرد. برخی از این تفاوتها عبارتند از:
از نویسندگان شاخص این دهه میتوان به امیرحسین چهلتن (تالار آیینه، روضۀ قاسم)، جمال میرصادقی، اسماعیل فصیح (شراب خام، بازگشت به درخونگاه) و شهریار مندنیپور (شرق بنفشه، هشتمین روز زمین) نام برد.
از دههی هفتاد به بعد، رمان ایرانی وارد دورهی جدیدی شد. با باز شدن نسبی فضای سیاسی و اجتماعی، شاهد تنوع بیشتری در ژانرهای رمان ایرانی هستیم. رمانهای رئالیستی، رمانهای عاشقانه، رمانهای فانتزی، رمانهای جنایی و رمانهای روانشناختی در این دوره با اقبال گستردهای از سوی مخاطبان روبرو شدند. در دهۀ ۷۰، رويكردهاى پستمدرن نیز در رمان معاصر فارسی رايج شد. این رويكردها با استفادہ از بازیهای زبانی، روايت چندصدائى، تصويرسازى سورئاليستى و تأكيد بر مفاهيم هیچگرا و گاه اگزیستانسیالیستی و قطع ارتباط با مفروضات كلاسيك، سعى در بروز و تقديم يك جامعۀ پيچيده و پارادكسیکال داشتند.
از مهمترین داستاننویسان دو دهۀ اخیر میتوان به عباس معروفی (سمفونی مردگان، سال بلوا)، هوشنگ مرادی کرمانی (قصههای مجید، مهمان مامان)، زویا پیرزاد (عادت میکنیم، چراغ ها را من خاموش میکنم)، گلی ترقی (دو دنیا، اتفاق)، رضا جولایی (سوء قصد به ذات همایونی، شکوفههای عناب)، ابوتراب خسروی (آواز پر جبرئیل، رود راوی)، بلقیس سلیمانی (سگ سالی، بازی عروس و داماد)، ناهید طباطبایی (چهل سالگی)، غزاله علیزاده (خانه ادریسی ها)، رضا قاسمی (همنوایی شبانه ارکستر چوب ها)، و فریبا وفی (پرنده من، بعد از پایان) اشاره کرد.