سبد خرید شما در حال حاضر خالی است!
کتاب ملکوت
شناسه محصول: K-171552
۱,۶۵۰,۰۰۰ ریال ۱,۴۸۵,۰۰۰ ریال
خرید کتاب ملکوت | معرفی کتاب ملکوت | بهرام صادقی | رمان فارسی | قیمت کتاب ملکوت | تخفیف و ارسال فوری به سراسر ایران
موجود در انبار
با عضویت در سایت میتوانید از آخرین اخبار، محصولات تازه و جشنوارههای تخفیفی باخبر شوید!
ارسال کالا
ارسال فوری | ارسال رایگان:
تحویل به پیک کمتر از دو ساعت پس از ثبت سفارش | ارسال رایگان با پست پیشتاز برای خریدهای بالای ۱ میلیون تومان
معرفی کتاب ملکوت نوشته بهرام صادقی
ماجرای یک جنگیری
کتاب ملکوت به عنوان بلندترین داستان بهرام صادقی در یک نشست چند ساعته نوشته شد و اولین بار در جلسات ادبی جُنگ اصفهان خوانده شد. داستان ملکوت روایتگر ماجراجویی چهار دوست است که یکی از آنها دچار جنزدگی شده است. او که با نام آقای مودت به ما شناسانده میشود، توسط دوستانش نزد تنها پزشک شهر به نام دکتر حاتم میرود. دکتر حاتم جن را بدن آقای مودت خارج میکند و در مکالمهای با یکی از دوستان آقای مودت، از زندگی خود میگوید.
در همین نقطه ما به داستان اصلی ملکوت و شخصیت محوری این داستان یعنی دکتر حاتم و شخصیتی با نام م.ل به عنوان همراه همیشگی دکتر آشنا میشویم. نقص جسمی و بحران ذهنی آقای مودت و خلق بیمار شخصیت م.ل، ما را وارد داستانی هولناک و پر کشش میکند. روایتی داستان ملکوت در ساختار و محتوا پر است از تحقیر مظاهر و الزامات زندگی و البته نمادپردازی، ابهام و تکنیکهایی استفاده شده در داستانهای پلیسی-جنایی.
انتشار کتاب ملکوت نوید اتفاقی نو در ادبیات معاصر ایران بود که وامدار سنتی مدرن از بزرگانی چون هدایت بود. ملکوت صادقی به عنوان قلهای در میان آثارش، موجب افزایش ظرفیتهای تازه در ادبیات معاصر ایران شد. این ظرفیتها از ابتدا با مخاطب همراه میشوند.
کتاب ملکوت از نگاه دیگران
جعفر مدرس صداقی درباره ملکوت و شیوه کار صادقی در کتاب ملکوت، میگوید:
“دلبستگی محافل روشنفکری ما به عوالم و هم انگیز و مالیخولیایی بوف کور مقدمه و پیشدرامدی بود و زمینهای فراهم کرد برای دلبستگی به آنچه از ادبیات گروتسک اروپای قرن بیستم و از ادبیات پوچی دستگیرمان شده بود و این دلبستگی که با ترجمههای صادق هدایت از کافکا تداوم یافت با ترجمههایی از آثار ژان پل سارتر و آلبر کامو و نمایشنامههای اوژن یونسکو و ساموئل بکت تبدیل شد به یک شیفتگی.
آثار و عوارض این شیفتگی را هم در ملکوت و داستانهای سنگر و قمقمههای خالی میبینیم و هم در نمایشنامههای بهمن فرسی و عباس نعلبندیان. تلفات و ویرانی و وحشت دو جنگ جهانی در اروپا بستری فراهم کرد برای بالیدن ادبیات پوچی در اروپا و سرخوردگی و ناامیدی بعد از کودتای مرداد ۱۳۳۲ هم بستری به وجود آورد برای اشاعه این ادبیات از طریق ترجمهها و بالیدن گونه وطنی این ادبیات در جامعه ما.”
او سعی داشت در هر داستان، شیوه تازهای برای بیان مفاهیم مورد نظرش پیدا کند. از این رو در هر کارش با تجربه جدیدی مواجه میشویم. در متن آثار صادقی، کشف و شهود ناشناختگی و امور رازآمیز به شکلی طبیعی در داستان جاری میشوند تا همواره احساس رخدادی قریبالوقوع برای مخاطب گوشزد شود. از بهرام صادقی جز داستان بلند ملکوت، که برای اولین بار در شماره دی ماه سال 1341 کتاب هفته چاپ شد، مجموعه داستان سنگر و قمقمههای خالی و چند داستان پراکنده در نشریات باقی است.
محمدرضا اصلانی نیز یادداشتهای پراکنده، اشعار و داستانهای چاپ نشده صادقی را در مجموعه بهرام صادقی: بازماندههای غریبی آشنا در سال ۱۳۸۴ گردآوردی کرد.
از اقتباسهایی که از آثار صادقی صورت گرفت میتوان به اقتباس سینمایی خسرو هریتاش در سال ۱۳۵۵ بر اساس کتاب ملکوت در فیلمی به همین نام اشاره کرد که البته به نمایش عمومی هم در نیامد و تنها در یک اکران جشنوارهای به نمایش درآمد. اقتباسی دیگر نیز از داستان ملکوت به دست مانی حقیقی در فیلمی با نام اژدها وارد میشود در سال 1395 در سراسر کشور اکران شد.

خالق ملکوت کیست؟ مروری بر زندگی بهرام صادقی
بهرام صادقی (دی ۱۳۱۵ در نجفآباد – آذر ۱۳۶۳، تهران) نویسندهای بود از پدری پیشهوری و دوستدار ادبیات. او در سال 1329 پس از گذراندن دوره ابتدایی در زادگاهش برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت. در این شهر به محافل ادبی راه یافت و شروع به سرودن شعرهایی با نام مستعار صهبا مقداری کرد. با وجود چاپ شعرهایش در مجلات ادبی، هرگز مجموعه مدونی از این آثار به دست ما نرسید. در ۱۳۳۴ و پس از قبول شدن در رشته پزشکی به تهران آمد و تحصیلات خود را در مقطع دکترا در پزشکی و طبابت در دانشگاه تهران ادامه داد.
نخستین داستان صادقی در دی ماه سال ۱۳۳۵ در مجله سخن به چاپ رسید و بعدها نیز دیگر داستانهایش در مجلات ادبی منتشر شدند. او کماکام و بر سیاق قبل، اشتیاقی به انتشار این داستانها به شکل یک کتاب نداشت. در ۱۳۳۷ برای مدتی عضو هیأت نویسندگان مجله صدف از نشریات مطرح سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد، بود. بهترین داستانهای صادقی میتوانیم بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ ببنیم.
در همین درنگ کوتاه شاهد خلق تعدادی از فراموشنشدنیترین آثار ادبی ایران هستیم که نتیجتاً صادقی را به عنوان یکی از درخشانترین داستاننویسان دهه سی خورشیدی تبدیل کرد. به عنوان یک تقدیر از فعالیت ادبی صادقی، در ۱۳۵۱ جایزه فروغ فرخزاد به او تعلق گرفت. صادقی نگاهی تلخ و همزمان طنزآمیز و شناختی دقیق از فرم داستان مدرن، نو و سوررئال داشت.
بخشی از کتاب ملکوت
“آخرین زنم را همین امشب خفه خواهم کرد. این کاری است که شبهای آخر اقامتم در شهر و دهی که باید ترکش کنم انجام میدهم، او اکنون با خیال راحت و دلی سرشار از عشق و محبت من خوابیده است. چقدر دلم میخواست عقیم نبودم و میتوانستم بچه دار بشوم، آن وقت تشنجها و جانکندنهای فرزندانم را نیز تماشا میکردم.
اما این م. ل… اما این م.ل… او با همه کسانی که تا کنون در عمرم دیدهام فرق دارد و تنها کسی است که خیالم را ناراحت میکند، او مرا به زانو در خواهد آورد! ذرهای از مرگ نمیترسد به استقبال آن میرود. مرگ، دهشت، بیماری، رنج برایش مسخرهای بیش نیست. او چهل سال شکنجهها را تحمل کرده است و همین مرا در مقابلش ضعیف و متزلزل میکند…”
مشاهده عناوین بیشتر
| ناشر: نیلوفر |
| مؤلف: بهرام صادقی |
| اندازه کتاب: رقعی |
| نوع جلد: شمیز |








نظرات مشتریان
بررسیها
امتیازات
میانگین رتبهبندی مشتریان