سبد خرید شما در حال حاضر خالی است!
میخائیل بولگاکف
پیشنهاد های شهر کتاب برای بخش میخائیل بولگاکف
نمایش 1–12 از 14 نتیجه
کتاب بعدی به پیشنهاد ما
مشاهدهکتاب بعدی به پیشنهاد ما
مشاهدهنمایش 1–12 از 14 نتیجه
میخائیل بولگاکف، نامی است که با طنز گزنده و نثر مسحورکنندهاش، در تاریخ ادبیات روسیه جاودانه شده. او نویسندهای بود که با شجاعتی تمام، پرده از ریاکاریها و زشتیهای جامعهی شوروی برکشید و با قلم سحرانگیزش، جهانی آکنده از فانتزی و فلسفه را به تصویر کشید.
میخاییل بولگاکف در کیف اوکراین چشم به جهان گشود، شهری که در آن زمان، مملو از شور و هیجان روشنفکری بود. اما طولی نکشید که انقلاب روسیه و استقرار حکومت کمونیستی، فضای خفقان و سانسور را بر جامعه حاکم کرد. بولگاکف نیز مانند بسیاری از هنرمندان و نویسندگان آن دوران، مورد غضب و سرکوب قرار گرفت و آثارش از چاپ و انتشار بازماند.
اما بولگاکف تسلیم نشدن و به نوشتن ادامه داد. او با آفرینش شاهکار بیبدیلش، “مرشد و مارگاریتا”، به اوج خلاقیت خود رسید. این رمان که ترکیبی از طنز، فانتزی، عرفان و فلسفه است، داستان شیطان را روایت میکند که به مسکو میآید و با دستیارانش، جامعهی شوروی را به سخره میگیرد. “مرشد و مارگاریتا” نه تنها نقدی بر جامعهی شوروی است، بلکه کاوشی ژرف در مفاهیمی چون خیر و شر، عشق و خیانت، ایمان و بیایمانی است.
اما “مرشد و مارگاریتا” تنها یکی از جواهرات درخشان در گنجینهی آثار بولگاکف است. “دل سگ”، “یادداشتهای یک پزشک جوان” و “تخممرغهای شوم” از دیگر آثار ماندگار این نویسندهی بزرگ هستند. در “دل سگ”، بولگاکف با طنزی تلخ، به انتقاد از آرمانهای انقلاب روسیه و پیامدهای ناگوار آن میپردازد. “یادداشتهای یک پزشک جوان” نیز با بیان تجربیات یک پزشک جوان در روستاهای روسیه، تصویری واقعگرایانه از فقر، جهل و بیماری در جامعهی آن دوران ارائه میدهد.
بولگاکف در سال ۱۹۴۰، در حالی که هنوز در اوج خلاقیت ادبی خود به سر میبرد، چشم از جهان فرو بست. اما آثار او همچنان زنده و پویا هستند و الهامبخش نسلهای بعدی از نویسندگان و هنرمندان خواهند بود. بولگاکف با قلم جادوییاش، نه تنها به تصویر واقعیتهای تلخ جامعهی خود پرداخت، بلکه با خلق جهانهای فانتزی و سورئال، به خوانندگان خود فرصت داد تا از قید و بند واقعیت رها شوند و به دنبال معنا و مفهومی عمیقتر در زندگی باشند.