مشاهده

سالنامه، تقویم و سررسید 1405

مشاهده

سالنامه، تقویم و سررسید 1405

مشاهده
جایزه گئورگ بوشنر: تاجِ زرین بر سرِ زبان آلمانی

جایزه گئورگ بوشنر: تاجِ زرین بر سرِ زبان آلمانی

جوایز ادبی

جایزه گئورگ بوشنر: تاجِ زرین بر سرِ زبان آلمانی

در سرزمینِ «شاعران و اندیشمندان» (Das Land der Dichter und Denker)، جایی که گوته و نیچه و کانت قدم زده‌اند، رسیدن به قلۀ ادبیات کار ساده‌ای نیست. آلمان، اتریش و سوئیس، مهدِ سخت‌گیرترین منتقدان ادبی جهان هستند. در این اتمسفرِ سنگین، جایزه‌ای وجود دارد که دریافتش، حکمِ نشستن بر تختِ پادشاهیِ ادبیات آلمانی‌زبان را دارد. اینجا صحبت از جایزه گئورگ بوشنر (Georg Büchner Prize) است؛ معتبرترین، مهم‌ترین و شاید سیاسی‌ترین جایزه ادبی در دنیای آلمانی‌زبان.

جایزه گئورگ بوشنر نهایتِ آرزو برای نویسندگانی است که به زبان آلمانی می‌نویسند. اما اشتباه نکنید؛ جایزه گئورگ بوشنر شبیه به جوایز پر زرق‌وبرق و تجاری نیست. این جایزه نامِ جوانی را یدک می‌کشد که در ۲۳ سالگی درگذشت، اما در همان عمر کوتاه، با قلمی که مثل تیغ جراحی تیز بود، ادبیات و سیاست را واکاوی کرد.

نویسنده‌ای که برنده جایزه گئورگ بوشنر می‌شود، باید «صدای زمانه» باشد. او باید کسی باشد که مثل بوشنر، جرأت کند پوستۀ واقعیت را بشکافد و عفونت‌ها، زیبایی‌ها و دردهای جامعه را بیرون بکشد. مراسم اهدای این جایزه در شهر دارمشتات، هر ساله تبدیل به دیداری می‌شود که در آن، ادبیات و سیاست با هم گلاویز می‌شوند. در این مقاله، ما به عمق تاریخِ پرفراز و نشیب جایزه گئورگ بوشنر نگاه می‌اندازیم؛ از ریشه‌هایش در جمهوری وایمار تا جنجال‌های مدرن و از نویسندگانی که با دریافت این جایزه، مسیر تاریخ را تغییر دادند.

فهرست مطالب

چرا گئورگ بوشنر؟

انتخاب نام بوشنر برای این جایزه، پیامی رادیکال داشت. گئورگ بوشنر (۱۸۱۳-۱۸۳۷) نویسندۀ نمایشنامه‌های انقلابی مثل ویتسک و مرگ دانتون بود. او در عین حال یک آناتومیست و دانشمند علوم طبیعی بود و نگاهی ماتریالیستی، سرد و بی‌رحمانه به جهان داشت. بوشنر در ۲۳ سالگی بر اثر تیفوس درگذشت، اما آثاری به جا گذاشت که یک قرن جلوتر از زمان خود بود. بنابراین، برنده جایزه گئورگ بوشنر باید کسی باشد که در آثارش، همان «بی‌قراری»، «تعهد اجتماعی» و «نوآوری زبانی» بوشنر دیده شود. این جایزه به نویسندگانِ محافظه‌کار و خنثی روی خوش نشان نمی‌دهد.

مراسم جایزه گئورگ بوشنر - سال 1953
مراسم جایزه گئورگ بوشنر - سال 1953

تاریخچه و فلسفه: از یادبودِ یک شهید تا تریبونِ روشنفکری

تاریخچه جایزه گئورگ بوشنر را نمی‌توان جدا از تاریخ پرالتهاب آلمان قرن بیستم تصور کرد. این جایزه در سال ۱۹۲۳، در یکی از سیاه‌ترین دوران تاریخ آلمان متولد شد؛ زمانی که جمهوری وایمار زیر فشار تورم افسارگسیخته، بیکاری و تحقیر ناشی از شکست در جنگ جهانی اول در آستانه فروپاشی بود. در چنین شرایطی، پارلمان ایالتی «هسن» (Volksstaat Hessen) تصمیم گرفت برای تقویت روحیه ملی و فرهنگی در جنوب غربی آلمان، یادبودی برای یکی از نوابغ این خطه، گئورگ بوشنر، ایجاد کند.

در این دهه نخست، جایزه گئورگ بوشنر هویت متفاوتی داشت. این جایزه صرفاً ادبی نبود، بلکه به هنرمندان تجسمی، موسیقیدانان، بازیگران و حتی خوانندگان اپرا که ریشه در ایالت هسن داشتند، اهدا می‌شد. هدف، تجلیل از «هنر بومی» بود، نه لزوماً ایجاد یک جریان روشنفکری انتقادی.

سال‌های تاریک و سکوت (۱۹۳۳–۱۹۴۵)

با به قدرت رسیدن حزب نازی و آدولف هیتلر در سال ۱۹۳۳، جایزه گئورگ بوشنر نیز مانند تمام نهادهای فرهنگی دیگر آلمان، به تسخیر ایدئولوژی فاشیسم درآمد. در این دوران، جایزه از ماهیت انقلابی و آزادی‌خواهانه نامِ «بوشنر» تهی شد و به ابزاری برای تبلیغ هنرِ مورد تأیید رایش سوم و ایدئولوژی «خون و خاک» (Blut und Boden) تبدیل گشت. این لکه ننگ باعث شد که پس از پایان جنگ جهانی دوم، نیاز به پاکسازی و بازتعریف کامل هویت این جایزه احساس شود. بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۰، جایزه عملاً به کما رفت و اهدا نشد.

رستاخیز در دارمشتات (۱۹۵۱ تا امروز)

نقطۀ عطف واقعی و تولد جایزه گئورگ بوشنر به شکلی که امروز می‌شناسیم، سال ۱۹۵۱ بود. در این سال، «آکادمی زبان و ادبیات آلمان» (DASD) که خود نهادی تازه تأسیس برای احیای فرهنگ دموکراتیک آلمان بود، مسئولیت جایزه را بر عهده گرفت. آکادمی یک تصمیم انقلابی گرفت: جایزه گئورگ بوشنر دیگر یک جایزه محلی یا هنری عام نخواهد بود؛ بلکه تبدیل به عالی‌ترین نشان ادبیات آلمانی‌زبان می‌شود. معیارها کاملاً دگرگون شد:

این تغییرات باعث شد که جایزه گئورگ بوشنر به سرعت از یک مراسم یادبود، به یک «لرزه‌نگار» (Seismograph) برای ثبت تحولات سیاسی و اجتماعی آلمان تبدیل شود. هر انتخابی که آکادمی انجام می‌داد، پیامی سیاسی به جامعه ارسال می‌کرد؛ از پذیرش جنایات جنگی تا اتحاد دو آلمان و بحران‌های مدرن.

دادگاه عالی ادبیات در دارمشتات

انتخاب برنده جایزه گئورگ بوشنر فرآیندی پیچیده، نخبگانی و کاملاً محرمانه است که شباهت زیادی به انتخاب پاپ در واتیکان یا برنده نوبل در استکهلم دارد.

هیئت داوران: آکادمی زبان و ادبیات

متولی اصلی جایزه گئورگ بوشنر، آکادمی زبان و ادبیات آلمان مستقر در شهر دارمشتات است. اعضای این آکادمی شامل برجسته‌ترین نویسندگان، منتقدان، زبان‌شناسان و مترجمان آلمانی‌زبان هستند. برخلاف جوایزی مثل گودریدز که بر اساس رأی مردم است، جایزه گئورگ بوشنر نمادِ «تشخیصِ خواص» است. هیئت رئیسه آکادمی جلسات طولانی و محرمانه‌ای را برگزار می‌کند تا از میان صدها نویسنده فعال، کسی را پیدا کنند که «مجموع آثارش» (Lifework) شایستۀ این عنوان باشد.

معیارها: فراتر از زیبایی‌شناسی

اساسنامۀ جایزه گئورگ بوشنر معیار سخت‌گیرانه‌ای دارد:

  • جایزه به نویسندگانی اهدا می‌شود که به زبان آلمانی می‌نویسند (ملیت مهم نیست؛ می‌تواند آلمانی، اتریشی، سوئیسی یا حتی مهاجر باشد).
  • آثار نویسنده باید «خدمتی برجسته به زبان آلمانی» کرده باشد.
  • نویسنده باید سهمی اساسی در «شکل‌دهی به حیاتِ فرهنگیِ معاصر» داشته باشد. این یعنی برنده جایزه گئورگ بوشنر نمی‌تواند نویسنده‌ای باشد که در برج عاج نشسته است; او باید در متن جامعه و درگیر با مسائل زمانه باشد.
اورسولا کرشل - برنده جایزه گئورگ بوشنر سال 2025
اورسولا کرشل - برنده جایزه گئورگ بوشنر سال 2025

جایزه نقدی و مراسم

در حال حاضر، مبلغ جایزه گئورگ بوشنر ۵۰,۰۰۰ یورو است. در آلمان اعتبار این جایزه با هیچ پولی قابل سنجش نیست. دریافت جایزه گئورگ بوشنر تضمین می‌کند که نام نویسنده در کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها وارد شود. مراسم اهدای جایزه معمولاً در ماه اکتبر یا نوامبر در دارمشتات برگزار می‌شود و «سخنرانی پذیرش جایزه» (Dankrede) که توسط برنده ایراد می‌شود، اغلب به یک بیانیه سیاسی یا مانیفست ادبی مهم تبدیل می‌گردد.

جنجال‌ها و سخنرانی‌های آتشین: این نویسندگان گاز می‌گیرند!

اگر فکر می‌کنید مراسم‌های ادبی آلمان، محافلی خشک، مؤدبانه و کسالت‌بار هستند، تاریخچه جایزه گئورگ بوشنر شما را شگفت‌زده خواهد کرد. برخلاف مراسم اسکار که همه از هم تشکر می‌کنند، رسمِ نانوشتۀ جایزه گئورگ بوشنر این است که برنده باید در سخنرانی‌اش «گاز بگیرد». سخنرانی‌های این جایزه  اغلب جنجالی‌ترین بخش ماجرا هستند. در اینجا به داغ‌ترین و عجیب‌ترین پرونده‌های این جایزه می‌پردازیم.

توماس برنهارد در مراسم جایزه بوشنر سال 1970
توماس برنهارد در مراسم جایزه بوشنر سال 1970

توماس برنهارد: «من بر سرِ شما تف می‌کنم!» (۱۹۷۰)

شاید هیچ نویسنده‌ای در تاریخ ادبیات آلمانی‌زبان، به اندازه توماس برنهارد اتریشی، متخصصِ «توهین کردن به میزبان» نبوده است. وقتی در سال ۱۹۷۰ برنده جایزه شد، همه انتظار یک سخنرانی فاخر داشتند. اما برنهارد که از دولت، فرهنگ و تاریخ اتریش و آلمان متنفر بود، پشت تریبون رفت و جملاتی گفت که سالن را منجمد کرد.

او در سخنرانی‌اش گفت: «ما در اتاق‌هایی هستیم که پر از دروغ است… دولت، قاتلِ انسان است و ما نویسندگان، شریک جرمِ این دولت‌ها هستیم». او عملاً به وزیران و مقامات حاضر در سالن توهین کرد و جایزه را تنها «پولی برای زنده ماندن» خواند. بسیاری از مقامات سالن را ترک کردند، اما این سخنرانی به عنوان یکی از صادقانه‌ترین (و بی‌ادبانه‌ترین) لحظات ادبیات مدرن ثبت شد.

سیبیله لویچاروف - برنده جایزه بوشنر سال 2013
سیبیله لویچاروف - برنده جایزه بوشنر سال 2013

رسواییِ «نیمه‌انسان‌ها»: سقوطِ اخلاقیِ یک برنده (۲۰۱۴)

بزرگترین جنجال اخلاقیِ قرن بیست و یکم در این جایزه، مربوط به سیبیله لویچاروف (Sibylle Lewitscharoff) است. او در سال ۲۰۱۳ جایزه را برد، اما در سال ۲۰۱۴ (در حالی که هنوز عنوان‌دارِ جایزه بود) در یک سخنرانی جنجالی در درسدن، به شدت به روش‌های باروری مصنوعی (IVF) حمله کرد. او کودکانی را که از طریق لقاح مصنوعی به دنیا می‌آیند، «نیمه‌انسان» (Halbwesen) و «موجوداتِ مشکوک» نامید و تولد آن‌ها را با اعمالِ فرانکنشتاین مقایسه کرد.

این اظهارات در آلمانِ مدرن، زلزله به پا کرد. منتقدان، پزشکان و خانواده‌ها خشمگین شدند و گفتند: «چگونه کسی که معتبرترین جایزه ادبی کشور (نماد اومانیسم) را دارد، می‌تواند هم‌نوعانش را “نیمه‌انسان” بخواند؟» فشارها برای پس گرفتن جایزه از او بالا گرفت، اما آکادمی با استناد به «آزادی بیان» (و شاید ترس از بدعت‌گذاری) جایزه را پس نگرفت، هرچند بسیاری از اعضای آکادمی از او اعلام برائت کردند.

راینالد گوتز - برنده جایزه بوشنر سال 2015 - با سری خونی در تلویزیون سال 1983
راینالد گوتز با سری خونی در تلویزیون سال 1983

راینالد گوتز: پیشانیِ خونین و جنونِ ادبی (۲۰۱۵)

انتخاب راینالد گوتز (Rainald Goetz) در سال ۲۰۱۵، ورودِ فرهنگِ «پانک» به تالار اشرافیِ دارمشتات بود. گوتز نویسنده‌ای است که مرز بین نبوغ و جنون را گم کرده است. شهرت عجیب او به رویدادی در سال ۱۹۸۳ برمی‌گردد که در یک مسابقه ادبی زنده تلویزیونی، در حین خواندن متنش، تیغی برداشت و پیشانی خود را شکافت و در حالی که خون روی صورت و کاغذهایش می‌چکید، به خواندن ادامه داد!

وقتی آکادمی او را برای جایزه بوشنر انتخاب کرد، بسیاری نگران بودند که او روی صحنه دوباره کار عجیبی بکند. او کاری نکرد، اما انتخاب او نشان داد که جایزه بوشنر دیگر فقط مالِ پیرمردهای کت‌وشلواری نیست و حاضر است به نویسندگانی که با «خون و جنون» می‌نویسند هم احترام بگذارد.

کریستا ولف - برنده جایزه بوشنر سال 1980
کریستا ولف (در وسط) - برنده جایزه بوشنر سال 1980

تحریمِ آلمان شرقی: دیواری که جایزه را نصف کرد (دهه ۶۰ تا ۸۰)

در دوران جنگ سرد، جایزه گئورگ بوشنر به میدان مینِ سیاسی تبدیل شده بود. نویسندگان آلمان شرقی (کمونیست) اغلب از سوی حکومتشان تهدید می‌شدند که اگر جایزه را از «دشمن» (آلمان غربی) بگیرند، خائن هستند.

ولف بیرمن - برنده جایزه بوشنر سال 1991
سیبیله لویچاروف - برنده جایزه بوشنر سال 2013

ولف بیرمن: خواننده‌ای که دولتی را ساقط کرد (۱۹۹۱)

در سال ۱۹۹۱، جایزه به ولف بیرمن (Wolf Biermann) رسید. او یک شاعر و ترانه‌سرا بود، نه یک رمان‌نویس کلاسیک. بیرمن کسی بود که اخراجش از آلمان شرقی در سال ۱۹۷۶، آغازگرِ فروپاشی فرهنگی آن رژیم شد. 

اهدای معتبرترین جایزه ادبی به یک «خواننده گیتار به دست»، بحث‌های زیادی را درباره تعریف ادبیات برانگیخت (بسیار شبیه به ماجرای نوبلِ باب دیلن، اما سال‌ها قبل از آن). منتقدان سنتی معتقد بودند شأن جایزه پایین آمده، اما تاریخ نشان داد که ترانه‌های بیرمن از بسیاری رمان‌ها ماندگارتر بودند.

خدایانِ محفلِ ادبیات آلمانی

لیست برندگان جایزه گئورگ بوشنر، سنگین‌ترین وزنه در ترازوی ادبیات اروپا است. این نویسندگان کسانی هستند که با قلمشان، ویرانه‌های جنگ جهانی را کنار زدند، زبان آلمانی را از لوثِ فاشیسم پاک کردند و بنای جدیدی از هویت مدرن ساختند. در ادامه، با ۱۱ تن از معماران اصلی این بنا آشنا می‌شویم.

ماکس فریش (Max Frisch) - (۱۹۵۸)

«مهندسِ روح‌های سرگردان». ماکس فریش، نویسنده و معمار برجسته سوئیسی، یکی از نخستین کسانی بود که به جایزه گئورگ بوشنر اعتبار بین‌المللی بخشید. او با نگاه دقیق و هندسیِ یک معمار، به سراغ روان‌شناسی انسان مدرن رفت. 

در رمان‌های شاهکارش مثل اشتیلر و هومو فابر، او بحران هویت را کالبدشکافی کرد: انسان‌هایی که دیگر نمی‌دانند که هستند و سعی می‌کنند نقش‌های دیگران را بازی کنند. انتخاب او اعلام کرد که ادبیات سوئیس، بخش جدایی‌ناپذیر و حیاتی از زبان آلمانی است.

  • دیگر افتخارات: جایزه صلح کتابفروشان آلمان، جایزه کنراد فردیناند مایر و جایزه بزرگ شیلر.
  • نکته جالب: او قبل از نویسندگی، یک معمار موفق بود و حتی یک استخر عمومی بزرگ در زوریخ طراحی کرده است که هنوز پابرجاست. او معتقد بود نوشتن هم نوعی معماری با کلمات است.
ماکس فریش در حال دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1958
ماکس فریش در حال دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1958

پل سلان (Paul Celan) - (۱۹۶۰)

«شعر گفتن با زبانِ قاتلان». اهدای جایزه به پاول سلان یا پل سلان، دراماتیک‌ترین لحظه تاریخ این جایزه است. سلان، شاعری یهودی بود که والدینش را در اردوگاه‌های کار اجباری نازی از دست داده بود، اما مجبور بود به زبانِ مادری‌اش (آلمانی) شعر بگوید؛ زبانی که در آن زمان زبانِ جلادان بود. 

او با شعر فوگ مرگ، مرثیه‌ای جاودانه برای هولوکاست سرود. سلان زبان آلمانی را شکست، خرد کرد و دوباره ساخت تا بتواند رنجی بیان‌ناپذیر را حمل کند.

  • دیگر افتخارات: جایزه ادبیات شهر برمن و نشان فرهنگ آلمان.
  • نکته جالب: سخنرانی او هنگام دریافت جایزه بوشنر با نام «مریدین»، یکی از پیچیده‌ترین و مشهورترین متن‌های فلسفی قرن بیستم است. او ده سال بعد، نتوانست بارِ سنگین خاطرات را تحمل کند و با پریدن در رود سن پاریس خودکشی کرد.
پل سیلان - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1960
پل سیلان - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1960

اینگه بورگ باخمن (Ingeborg Bachmann) - (۱۹۶۴)

«فیلسوفی در میان شعله‌ها». باخمن فقط یک شاعر نبود؛ او زنی فیلسوف بود که پایان‌نامه‌اش را نقد هایدگر قرار داد و با ویتگنشتاین کلنجار می‌رفت. 

او در آثارش (مثل رمان مالینا) نشان داد که فاشیسم با پایان جنگ تمام نشده، بلکه به شکلی پنهان در روابط روزمره بین مردان و زنان و در ساختار زبان ادامه دارد. او نمادِ روشنفکریِ زنانه در دنیای مردانۀ ادبیات آلمانی بود.

  • دیگر افتخارات: جایزه ایالتی بزرگ اتریش و جایزه آنتون ویلدگانس.
  • نکته جالب: رابطه عاشقانه و پرفراز و نشیب او با ماکس فریش (دیگر برنده بوشنر) یکی از معروف‌ترین داستان‌های عشق و نفرت در تاریخ ادبیات است. مرگ او بر اثر سوختگی ناشی از سیگار در بسترش در رم، او را به قدیسۀ تراژیک ادبیات تبدیل کرد.
اینگه بورگ باخمن - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1964
اینگه بورگ باخمن - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1964

گونتر گراس (Günter Grass) - (۱۹۶۵)

«طبل‌زنِ رسوایی و حافظه ملی». گونتر گراس با رمان حماسی و گروتسکِ طبل حلبی، ادبیات آلمان را تکان داد. او نویسنده‌ای بود که با پتک به جانِ «فراموشی تاریخیِ» آلمانی‌ها افتاد و آن‌ها را مجبور کرد با جنایات پدرانشان روبرو شوند. 

سبک او آمیزه‌ای از افسانه‌های محلی، واقعیت زشت و رئالیسم جادویی بود. گراس معتقد بود وظیفه نویسنده، یادآوری چیزهایی است که جامعه می‌خواهد فراموش کند.

  • دیگر افتخارات: نوبل ادبیات ۱۹۹۹، جایزه پرنس آستوریاس.
  • نکته جالب: او که تمام عمرش را صرف نقد نازی‌ها کرده بود، در سال‌های پایانی عمرش اعتراف کرد که در نوجوانی مدت کوتاهی عضو اس‌اس (Waffen-SS) بوده است؛ اعترافی که زلزله‌ای در محافل اخلاقی آلمان به پا کرد.
گونتر گراس - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1965
گونتر گراس - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1965

هاینریش بل (Heinrich Böll) - (۱۹۶۷)

«وجدانِ بیدارِ یک ملتِ شکست‌خورده». هاینریش بل، خالقِ رمان «عقاید یک دلقک» و «سیمای زنی در میان جمع»، صدای اخلاقیِ آلمانِ پس از جنگ بود. 

او برخلاف گراس که پرخاشگر بود، با لحنی انسانی، ساده و عمیقاً مذهبی (اما منتقد کلیسا) از رنج‌های مردم عادی و سربازان بازگشته از جنگ می‌نوشت. او نمادِ انسانیت در ویرانه‌ها بود.

  • دیگر افتخارات: نوبل ادبیات ۱۹۷۲ و برگزیده شدن به عنوان ریاست انجمن بین‌المللی قلم (PEN).
  • نکته جالب: او به شدت محبوبِ مردم شوروی بود و کتاب‌هایش در بلوک شرق میلیون‌ها نسخه می‌فروخت. بل تنها نویسنده آلمانی بود که کتاب‌هایش را می‌توانستید در خانه هر کارگر روسی پیدا کنید.
هاینریش بل - سخرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1967
هاینریش بل - سخرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1967

توماس برنهارد (Thomas Bernhard) - (۱۹۷۰)

«استادِ نفرت و هنرِ مبالغه». جنجالی‌ترین انتخاب دهه ۷۰! توماس برنهارد اتریشی، کسی بود که از کشورش (اتریش) متنفر بود و آن را «ملت کاتولیک و ناسیونال‌سوسیالیست» می‌نامید.

نثر او رگباری از کلمات تکرارشونده و جملات طولانی بود که خواننده را مسحور می‌کرد. اهدای جایزه به او نشان داد که آکادمی شجاعتِ پذیرشِ «قد ویرانگر» را دارد.

  • دیگر افتخارات: جایزه گریمه و جایزه مدیسی (فرانسه).
  • نکته جالب: او در وصیت‌نامه‌اش اجرای تمام نمایشنامه‌ها و چاپ کتاب‌هایش را در خاک اتریش ممنوع کرد! او حتی پس از مرگش هم می‌خواست کشورش را تنبیه کند (هرچند این وصیت بعدها توسط وارثانش لغو شد).
توماس برنهارد - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1970
توماس برنهارد - سخنرانی دریافت جایزه گئورگ بوشنر سال 1970

پیتر هاندکه (Peter Handke) - (۱۹۷۳)

«یاغیِ جوان و نابغه‌ی زبان». پیتر هاندکه در زمانی که جایزه گئورگ بوشنر را برد، بسیار جوان بود و هنوز به چهره‌ی سیاسی جنجالیِ امروزی (حامی صرب‌ها) تبدیل نشده بود.

او در آن زمان «پسرِ بدِ» ادبیات اروپا بود؛ کسی که با نمایشنامه‌ی اهانت به تماشاگر، تئاتر سنتی را به سخره گرفت. هاندکه به دنبال ادبیاتی بود که در آن «زبان» موضوع اصلی باشد، نه داستان‌گویی معمولی.

  • دیگر افتخارات: نوبل ادبیات ۲۰۱۹، جایزه کافکا و جایزه ایبسن.
  • نکته جالب: او جایزه نقدی بوشنر را پس داد! (البته بعدها در ماجرای جایزه هاینریش هاینه هم جنجال آفرید و انصراف داد). هاندکه همیشه با نهادهای رسمی در جنگ است و معتقد است جوایز ادبی نوعی سیرک هستند.
پیتر هاندکه - در مراسم جایزه گئورگ بوشنر سال 1973
پیتر هاندکه - در مراسم جایزه گئورگ بوشنر سال 1973

فریدریش دورنمات (Friedrich Dürrenmatt) - (۱۹۸۶)

«تراژدی‌نویسِ عصرِ کمدی». دورنمات، غول ادبیات سوئیس و خالق ملاقات بانوی سالخورده، استادِ مسلمِ گروتسک بود. او معتقد بود جهان مدرن آنقدر بی‌نظم و تصادفی است که دیگر نمی‌توان برایش تراژدی نوشت؛ فقط «کمدی سیاه» جواب می‌دهد. آثار او دادگاه‌هایی اخلاقی هستند که در آن‌ها عدالت همیشه با پول و قدرت معامله می‌شود.

  • دیگر افتخارات: جایزه ایالتی اتریش و جایزه شیلر.
  • نکته جالب: او علاوه بر نویسندگی، نقاش بسیار ماهری بود و نقاشی‌هایش اغلب مضامین مذهبی و اساطیری عجیب و ترسناکی داشتند که مکملِ دنیای تاریکِ نمایشنامه‌هایش بودند.
فریدریش دورنمات (سمت چپ تصویر) - برنده جایزه گئورگ بوشنر سال 1986
فریدریش دورنمات (سمت چپ) - برنده جایزه گئورگ بوشنر سال 1986

جایزه گئورگ بوشنر در برابر جایزه نوبل و جایزه کافکا

برای درک بهتر جایگاه این جایزه، مقایسه‌ای کوتاه ضروری است:

  • در برابر نوبل: جایزه گئورگ بوشنر را «اتاق انتظار نوبل» می‌نامند. تقریباً هر نویسنده آلمانی‌زبانی که نوبل گرفته (گراس، بل،  الفریده یلینک، هاندکه)، ابتدا از فیلتر بوشنر رد شده است. اگر می‌خواهید بدانید کدام نویسنده آلمانی ۱۰ سال دیگر نوبل می‌گیرد، به لیست برندگان بوشنر نگاه کنید.
  • در برابر کافکا: جایزه کافکا (پراگ) بین‌المللی است، اما جایزه گئورگ بوشنر مختصِ «حوزه زبان آلمانی» است. با این حال، معیارها بسیار شبیه است: تمرکز بر کیفیت ادبی بالا و تعهد اجتماعی.
  • در برابر گوته: جایزه گوته (فرانکفورت) هر ۳ سال یک‌بار است اما جایزه گئورگ بوشنر سالانه است و تخصصی‌ترین جایزه برای «حرفه نویسندگی» محسوب می‌شود.

نتیجه‌گیری: چرا جایزه گئورگ بوشنر مهم است؟

در دنیایی که جوایز ادبی گاهی به سمت «پرفروش بودن» یا «خوشایند بودن» می‌لغزند، جایزه گئورگ بوشنر همچنان مانند یک دژِ تسخیرناپذیر باقی مانده است. این جایزه به ما یادآوری می‌کند که ادبیات، تنها چیدن کلمات زیبا کنار هم نیست؛ ادبیات یعنی مسئولیت. یعنی نگاه کردن به جهان با چشمانی باز، درست مانند گئورگ بوشنر که با تیغ جراحی‌اش به جنگِ بیماری‌های جامعه می‌رفت.

برنده شدن در جایزه گئورگ بوشنر یعنی نویسنده توانسته است بارِ سنگینِ تاریخِ آلمان، فلسفه‌ی پیچیده‌ی این زبان و دردهای انسانِ معاصر را بر دوش بکشد و آن را به هنر تبدیل کند. تا زمانی که آکادمی دارمشتات هر پاییز نامی را اعلام می‌کند، می‌توان مطمئن بود که قلبِ ادبیاتِ جدی در اروپا هنوز می‌تپد.

سوالات متداول درباره جایزه گئورگ بوشنر

مبلغ جایزه گئورگ بوشنر چقدر است؟

در حال حاضر، برنده جایزه گئورگ بوشنر مبلغ ۵۰,۰۰۰ یورو دریافت می‌کند. این مبلغ توسط دولت فدرال آلمان، ایالت هسن و شهرداری دارمشتات تأمین می‌شود. اگرچه این رقم کمتر از نوبل است، اما ارزش اعتباری آن برای فروش کتاب‌ها و جایگاه نویسنده بی‌نهایت است.

خیر. شرط اصلی «ملیت» نیست، بلکه «زبان» است. جایزه به هر نویسنده‌ای که آثارش را به زبان آلمانی می‌نویسد و نقش مهمی در فرهنگ آلمانی‌زبان دارد، تعلق می‌گیرد. به همین دلیل نویسندگان بسیاری از اتریش (یلینک، هاندکه)، سوئیس (فریش، دورنمات) و حتی نویسندگان مهاجر ترک‌تبار یا اروپای شرقی (که به آلمانی می‌نویسند) برنده این جایزه شده‌اند.

جایزه گئورگ بوشنر یک جایزه سالانه است. نام برنده معمولاً در تابستان اعلام می‌شود و مراسم رسمی در پاییز (اکتبر یا نوامبر) همزمان با نشست سالانه آکادمی در شهر دارمشتات برگزار می‌گردد.

این دو مهم‌ترین جوایز آلمان هستند اما تفاوت دارند:

  • جایزه گئورگ بوشنر: کاملاً ادبی و تخصصی است و بر فرم، زبان و ساختار هنری تمرکز دارد (توسط آکادمی انتخاب می‌شود).
  • جایزه صلح کتابفروشان آلمان: بیشتر سیاسی و اجتماعی است و به کسانی (حتی غیرنویسنده یا خارجی) که برای صلح تلاش کرده‌اند اهدا می‌شود (توسط اتحادیه ناشران انتخاب می‌شود).

خیر. جایزه گئورگ بوشنر به «مجموع آثار» یک نویسنده تعلق می‌گیرد. داوران کارنامه‌ی ادبی یک عمر نویسنده را بررسی می‌کنند و این جایزه معمولاً به نویسندگان پخته و تثبیت‌شده اهدا می‌شود، نه نویسندگان تازه‌کار.

به دو دلیل: اولاً نام گئورگ بوشنر با انقلاب و شورش گره خورده است. ثانیاً سنتِ سخنرانیِ برندگان به گونه‌ای شکل گرفته که نویسندگان از این تریبون برای نقد صریحِ سیاست‌های دولت، جامعه و تاریخ آلمان استفاده می‌کنند. سکوت و محافظه‌کاری در قاموسِ جایزه گئورگ بوشنر جایی ندارد.