مشاهده

سالنامه، تقویم و سررسید 1405

مشاهده

سالنامه، تقویم و سررسید 1405

مشاهده

جایزه فرانتس کافکا: پیشگوی نوبل در کوچه‌های مه‌آلود پراگ

در تاریخ ادبیات جهان، شاید هیچ طنزی تلخ‌تر و در عین حال باشکوه‌تر از سرنوشت فرانتس کافکا نباشد. مردی که در تمام عمر از دیده شدن گریخت، کارمند بیمه‌ای که شب‌ها در انزوای اتاقش کابوس‌های بشر مدرن را روی کاغذ می‌آورد و در نهایت وصیت کرد که تمام دست‌نوشته‌هایش سوزانده شوند، اکنون نامش بر پیشانی یکی از معتبرترین جوایز ادبی جهان می‌درخشد. جایزه فرانتس کافکا (Franz Kafka Prize)، پاسخی است دیرهنگام از سوی جهان به آن وصیت‌نامه‌ی اجرا نشده. این جایزه نمادی از پیروزیِ «نوشتن» بر «فراموشی» است.

برخلاف جوایزی که با هیاهوی فرش قرمز و سلبریتی‌سازی گره خورده‌اند، جایزه فرانتس کافکا شبیه به روحی است که در کوچه پس‌کوچه‌های مه‌آلود پراگ قدم می‌زند و به دنبال هم‌خون‌های خود می‌گردد. این جایزه به نویسندگانی تعلق می‌گیرد که همچون خودِ کافکا، جرأت کرده‌اند به چشم‌های هیولای بوروکراسی، تنهاییِ وجودی و پوچیِ دوران خیره شوند و نترسند. دریافت تندیس جایزه فرانتس کافکا، به معنای ورود به یک محفل مخفی از نویسندگان است که ادبیات را نه برای سرگرمی، بلکه به عنوان راهی برای «تنفس» در هوای مسموم جهان مدرن برگزیده‌اند.

در این مقاله تفصیلی، ما لایه‌های پنهان این رویداد را کنار می‌زنیم: از معماری عجیبِ تندیسِ آن تا جلساتِ محرمانۀ هیئت داوران در جمهوری چک و از جنجال‌های سیاسی که پای جنایات جنگی بالکان را به میان کشید تا نویسندگانی که با دریافت جایزه فرانتس کافکا، تاریخ ادبیات را ورق زدند.

فهرست مطالب

تندیس جایزه فرانتس کافکا
تندیس جایزه فرانتس کافکا

تاریخچه و خاستگاه: بازپس‌گیریِ هویت در اروپای تکه‌تکه

برخلاف جوایزی مانند نوبل یا پولیتزر که قدمتی صد ساله دارند، جایزه فرانتس کافکا فرزندِ قرن بیست و یکم است. این جایزه در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد، اما ریشه‌هایش به سال‌ها قبل و تلاش روشنفکران چک برای احیای میراث فرانتس کافکا بازمی‌گردد. پس از فروپاشی دیوار برلین و پایان دوران کمونیسم، جمهوری چک (و شهر پراگ) در تلاش بود تا هویت فرهنگی خود را که سال‌ها زیر سایه سانسور و ایدئولوژی بلوک شرق مدفون شده بود، بازیابی کند.

در دوران کمونیسم، آثار کافکا اغلب با دیده شک و تردید نگریسته می‌شد و نوعی سکوتِ اجباری پیرامون او وجود داشت. پس از انقلاب مخملی و فروپاشی کمونیسم، نیاز به نمادی بود که ادبیات چک را دوباره به جهان متصل کند. «انجمن فرانتس کافکا» (Franz Kafka Society) با همکاری شهرداری پراگ، تصمیم گرفتند جایزه‌ای بین‌المللی ایجاد کنند. هدف آن‌ها روشن بود:

تندیسی از جنسِ کابوس

برندۀ جایزه فرانتس کافکا مبلغ ۱۰,۰۰۰ دلار دریافت می‌کند، اما نماد اصلی این جایزه، تندیس برنزی آن است. این تندیس، یک ماکت کوچک از مجسمۀ مشهور کافکا در پراگ، اثر هنرمند برجسته «یاروسلاو رونا» (Jaroslav Róna) است.

این مجسمه بر اساس یکی از داستان‌های کوتاه کافکا به نام «وصف یک پیکار» (Description of a Struggle) ساخته شده است. تصویرِ آن بسیار سوررئال و تکان‌دهنده است: مردی کوچک (شبیه به خود کافکا) که بر شانه‌های یک «کت‌وشلوارِ خالی» غول‌پیکر سوار است. این تصویر نمادی از غلبۀ روح بر جسم، یا شاید تسلطِ بوروکراسیِ بی‌چهره (کت‌وشلوار خالی) بر انسان است. داشتنِ این تندیس در قفسۀ یک نویسنده، پیامی فراتر از یک موفقیت ادبی دارد.

پدیدۀ «پیشگویی نوبل»

یکی از رازآلودترین و جذاب‌ترین ابعاد جایزه فرانتس کافکا، شهرت آن به عنوان «قطب‌نمای نوبل» است. در محافل ادبی جهان این باور وجود دارد که اگر می‌خواهید بدانید آکادمی سوئد (نوبل) به چه کسی فکر می‌کند، باید ببینید داوران در پراگ چه کسی را انتخاب کرده‌اند. 

  • سال ۲۰۰۴: هیئت داوران در پراگ، «الفریده یلینک» (نویسنده اتریشی) را برگزید. تنها چند ماه بعد، آکادمی نوبل نام او را به عنوان برنده نوبل ادبیات اعلام کرد.
  • سال ۲۰۰۵: درست سال بعد، جایزه فرانتس کافکا به «هارولد پینتر» (نمایشنامه‌نویس بریتانیایی) رسید. در کمال ناباوری، در اکتبر همان سال، پینتر برنده نوبل ادبیات شد.

این دو انتخاب پیاپی و همزمان، باعث شد بنگاه‌های شرط‌بندی ادبی (مانند Ladbrokes) از آن پس نگاهشان را روی برنده کافکا قفل کنند. پیام واضح بود: سلیقه پراگ، همان سلیقه استکهلم است، اما چند ماه جلوتر.

اگر یلینک و پینتر نمونه‌های «پیشگویی فوری» بودند، «پیتر هاندکه» ثابت کرد که جایزه فرانتس کافکا می‌تواند استعدادهای نوبل را حتی یک دهه زودتر شناسایی کند.

  • هاندکه در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه فرانتس کافکا شد. در آن زمان او به دلیل مواضع سیاسی‌اش به شدت منفور بود و کمتر کسی فکر می‌کرد نوبل ریسک انتخاب او را بپذیرد.
  • اما ۱۰ سال بعد، در سال ۲۰۱۹، کمیته نوبل دقیقاً همان مسیری را رفت که داوران کافکا رفته بودند و جایزه را به هاندکه داد. این نشان داد که معیارهای زیبایی‌شناختی و ادبیِ داوران پراگ، اغلب جلوتر از زمان خود حرکت می‌کند.

علاوه بر کسانی که هر دو جایزه را بردند، جایزه فرانتس کافکا به نویسندگان بسیاری تعلق گرفته که همواره به عنوان «نامزدهای اصلی و ابدی نوبل» شناخته می‌شدند. این موضوع نشان می‌دهد که لیست برندگان کافکا، در واقع همان «لیست کوتاه» (Shortlist) غیررسمی نوبل است:

  • فیلیپ راث (برنده کافکا ۲۰۰۱): بزرگترین نویسنده آمریکایی که نوبل نگرفت.
  • ایوان کلیما و میلان کوندرا: دو غول ادبیات چک که هر دو کافکا را بردند و سال‌ها شانس نوبل بودند.
  • هاروکی موراکامی (برنده کافکا ۲۰۰۶): که هر سال در اکتبر، هوادارانش منتظر نوبل هستند.
  • مارگارت اتوود (برنده کافکا ۲۰۱۷): که هم‌اکنون از شانس‌های اصلی نوبل محسوب می‌شود.
  • یان لیانکه (برنده کافکا ۲۰۱۴): نویسنده چینی که بسیاری معتقدند نوبل بعدی چین متعلق به اوست.
نقاشی پرتره فرانتس کافکا در ترکیب با داستان مسخ
نقاشی پرتره فرانتس کافکا در با الهام از داستان مسخ

چرا این هم‌سویی وجود دارد؟

تحلیل‌گران ادبی معتقدند این ارتباط جادویی نیست، بلکه ریشه در «معیارهای مشترک» دارد. هر دو جایزه (کافکا و نوبل) برخلاف جوایزی مثل بوکر (که داستان‌محور است)، بر «ادبیات متعهد»، «فرم‌های نوآورانه» و «نقد قدرت» تمرکز دارند. داوران کافکا به دلیل تمرکز تخصصی بر ادبیات اروپای مرکزی و فرم‌های اگزیستانسیالیستی، اغلب نویسندگانی را کشف می‌کنند که دقیقاً با ذائقه آکادمیک و سنگینِ کمیته نوبل همخوانی دارند.

بنابراین، اگرچه جایزه فرانتس کافکا یک گوی بلورین جادویی نیست، اما دقیق‌ترین قطب‌نمایی است که نشان می‌دهد بادهای ادبیات جدی جهان به کدام سمت می‌وزند.

مراسم جایزه فرانتس کافکا در تالار بروزیک - سال 2019
مراسم جایزه فرانتس کافکا در تالار بروزیک - سال 2019

مراسم در تالار بروزیک (Brozik Hall)

مراسم اهدای جایزه فرانتس کافکا هر ساله در اواخر اکتبر (نزدیک به روز ملی جمهوری چک) در تالار تاریخی و باشکوه «بروزیک» در ساختمان شهرداری قدیم پراگ برگزار می‌شود. این مراسم فضایی کاملاً رسمی، آکادمیک و سنگین دارد؛ جایی که شهردار پراگ و رئیس سنای چک اغلب حضور دارند و سخنرانی‌هایی درباره فلسفه و ادبیات ایراد می‌شود.

دموکراسیِ نخبگان برای انتخاب برنده جایزه

برخلاف بسیاری از جوایز مدرن که سعی در جلب مشارکت عمومی دارند، جایزه فرانتس کافکا عامدانه رویکردی نخبه‌گرا (Elitist) و سنتی را حفظ کرده است. در اینجا خبری از رای‌گیری اینترنتی یا ارسال دست‌نوشته توسط نویسندگانِ آماتور نیست.

هیچ نویسنده‌ای نمی‌تواند خود را برای جایزه فرانتس کافکا نامزد کند. ناشران نیز حق ارسال مستقیم اثر را ندارند. فرآیند نامزدی تنها از طریق شبکه‌ای از «استعدادیاب‌های ادبی» و نهادهای معتبر فرهنگی که با انجمن فرانتس کافکا در ارتباط هستند، صورت می‌گیرد. این سیستم فیلترینگ باعث می‌شود که تنها نویسندگانی که در سطح جهانی تثبیت شده‌اند، به مرحله بررسی برسند.

قلب تپندۀ جایزه فرانتس کافکا، هیئت داوران آن است. ترکیب این هیئت بسیار هوشمندانه چیده شده است تا از هرگونه سوگیری ملی‌گرایانه جلوگیری شود. معمولاً این هیئت شامل شخصیت‌هایی چون:

  • «پیتر دمتز» (Peter Demetz): پروفسور برجسته ادبیات آلمانی و تطبیقی (که سال‌ها ریاست هیئت را بر عهده داشت).
  • نویسندگان و منتقدان برجسته از فرانسه، آلمان، اتریش و بریتانیا.
  • نمایندگان ادبیات چک. این ترکیب تضمین می‌کند که نویسنده‌ی برنده، نه فقط در کشور خودش، بلکه در بستر ادبیات جهانی سنجیده شود.

معیارهای چهارگانه داوری

طبق اساسنامه انجمن، داوران برای انتخاب برنده جایزه فرانتس کافکا باید چهار معیار کلیدی را در نظر بگیرند:

  • کیفیت هنری استثنایی: اثر باید فراتر از مد‌های روز ادبی باشد.
  • خصلت اومانیستی (Humanistic Character): اثر باید بازتاب‌دهندۀ دردهای بشری و مدافع کرامت انسانی باشد.
  • کمک به رواداری (Tolerance): نویسنده باید در آثارش (یا زندگی‌اش) مروجِ همزیستی فرهنگی، ملی و مذهبی باشد.
  • ترجمه‌پذیری: اثر باید آنقدر قدرت داشته باشد که در ترجمه از بین نرود (و حداقل یک اثر به زبان چکی ترجمه شده باشد).

غول‌های ادبی که تندیس کافکا را به خانه بردند

لیست برندگان جایزه فرانتس کافکا کلکسیونی از بزرگترین نویسندگان معاصر است. در اینجا به ۸ نفر از مشهورترین آن‌ها می‌پردازیم و نکات جالبی از زندگی و افتخاراتشان را مرور می‌کنیم.

فیلیپ راث (Philip Roth)

«اولین برنده، سنگین‌ترین نام». زمانی که جایزه فرانتس کافکا در سال ۲۰۰۱ متولد شد، داوران به دنبال نامی بودند که وزن و اعتبارش، سنگینی نام کافکا را تاب بیاورد و استانداردی برای سال‌های آینده تعیین کند.قرعه به نام فیلیپ راث، غول ادبیات پست‌مدرن آمریکا افتاد. راث در آثار سترگش (به‌ویژه در سه‌گانه آمریکایی شامل ننگ بشر، پاستورال آمریکایی و شوهر کمونیست من) با وسواسی جنون‌آمیز و نثری پرانرژی، به کالبدشکافی هویت، میل جنسی سرکوب‌شده و فروپاشی اخلاقی انسان مدرن می‌پرداخت.

دنیای راث، مانند کافکا، پر از شخصیت‌هایی است که در چنبرۀ تقدیر، تاریخ و ساختارهای اجتماعی گیر افتاده‌اند؛ با این تفاوت که شخصیت‌های کافکا در سکوت مسخ می‌شوند، اما شخصیت‌های راث با خشم و هیاهو علیه سرنوشت فریاد می‌کشند. انتخاب او، پیامی روشن بود: این جایزه به دنبال ادبیاتِ بی‌خطر نیست.

راث مشهورترین نویسنده قرن بیست و یکم بود که با وجود بردن تمام جوایز مهم ادبی جهان (از پولیتزر و بوکر تا پرنس آستوریاس و کافکا)، تا لحظه مرگ در حسرت نوبل ماند. بسیاری معتقدند جایزه فرانتس کافکا، حقانیت او را زودتر از همه تشخیص داد.

ایوان کلیما (Ivan Klima)

«بازمانده‌ای که راویِ امید شد». دومین تندیس جایزه فرانتس کافکا به ایوان کلیما رسید؛ مردی که زندگی‌اش خود یک رمان کافکایی تمام‌عیار بود. کلیما دوران کودکی‌اش را در اردوگاه کار اجباری ترزین‌شتات (Theresienstadt) گذراند، جایی که مرگ در یک قدمی بود و تنها شانس باعث شد از کوره‌های آدم‌سوزی نازی‌ها جان سالم به در ببرد. او بعدها در دوران کمونیسم نیز حاضر به ترک وطن نشد و با ماندن در پراگ و انتشار آثارش به صورت زیرزمینی (سامیزدات)، به صدای وجدانِ بیدارِ چک تبدیل شد.

کلیما در آثارش (مانند روحِ پراگ و قاضی) نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در میانه‌ی تمامیت‌خواهی و وحشت، روزنه‌ای برای «عشق» و «معنا» پیدا کرد. او برخلاف کوندرا که رفتن را برگزید، اسطورۀ ماندن بود.

ایوان کلیما برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2002
ایوان کلیما برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2002

هارولد پینتر (Harold Pinter)

«استادِ وحشت در سکوت‌های طولانی». هارولد پینتر، نمایشنامه‌نویس بزرگ بریتانیایی، مبدع سبک «کمدی تهدید» (Comedy of Menace) بود. در نمایشنامه‌های او، شخصیت‌ها در اتاق‌هایی بسته و معمولی با هم حرف می‌زنند، اما در زیر لایه‌ی کلمات و در میان سکوت‌های طولانی و مشهورِ پینتر، حسی از تهدید، خشونت پنهان و قدرتی نامرئی جریان دارد. این فضا که منتقدان آن را «پینترسک» (Pinteresque) می‌نامند، نزدیک‌ترین قرابت را با فضای «کافکایی» دارد: جایی که فرد بی‌گناه توسط نیروهایی ناشناخته و غیرقابل درک محاصره شده است.

پینتر علاوه بر نویسندگی، یک فعال سیاسی ضدجنگ بسیار تند و صریح‌اللهجه بود. سخنرانی ضبط شده‌ی او برای مراسم نوبل، یکی از تندترین کیفرخواست‌های سیاسی تاریخ ادبیات علیه سیاست‌های خارجی آمریکا و بریتانیا محسوب می‌شود.

هاروکی موراکامی (Haruki Murakami)

«کافکا در ساحلِ پراگ». شاید هیچ نویسنده‌ای در جهان به اندازه هاروکی موراکامی شایسته دریافت جایزه فرانتس کافکا نبود. او نه تنها رمانی با نام کافکا در کرانه دارد، بلکه جهان‌بینی‌اش نیز آیینه‌ای تمام‌نما از سوررئالیسمِ کافکاست که با فرهنگ پاپ مدرن ترکیب شده است. در دنیای موراکامی، انسان‌های تنها و منزوی در کلان‌شهرهای مدرن گم می‌شوند، چاه‌های عمیق را جستجو می‌کنند و با دنیاهای موازی ارتباط می‌گیرند.

او واقعیت روزمره را با رویا چنان استادانه درهم می‌آمیزد که مرز بین بیداری و خواب (مانند داستان مسخ) محو می‌شود. موراکامی شخصاً برای دریافت جایزه به پراگ سفر کرد و این جایزه را یکی از عزیزترین افتخاراتش نامید. از جمله دیگر افتخارات هاروکی موراکامی می‌توان به جایزه اورشلیم، جایزه گودریدز، جایزه هانس کریستین اندرسن و جایزه جهانی فانتزی اشاره کرد.

هاروکی موراکامی برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2006
هاروکی موراکامی برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2006

پیتر هاندکه (Peter Handke)

«نابغه یا جنایتکار؟». پیتر هاندکه، نویسنده فیلمنامه مشهور زیر آسمان برلین (ویم وندرس) و نمایشنامه‌ی جنجالی اهانت به تماشاگر، یکی از بحث‌برانگیزترین برندگان تاریخ این جایزه بود. نثر هاندکه به شدت درون‌گرایانه، فلسفی و متمرکز بر «ناتوانی زبان در بیان واقعیت» است.

او مانند کافکا، با کلمات کشتی می‌گیرد تا راهی برای توصیف جهان پیدا کند. با این حال، مواضع سیاسی او در حمایت از صرب‌ها در جنگ بالکان، سایه‌ای سنگین و سیاه بر جوایز ادبی‌اش (از جمله کافکا و بعدها نوبل) انداخت و بحثی بی‌پایان درباره «رابطه هنر و اخلاق» را دامن زد.

واتسلاف هاول (Vaclav Havel)

«از سلول زندان تا کاخ ریاست جمهوری». انتخاب واتسلاف هاول، لحظه‌ای بود که ادبیات، فلسفه و سیاست در تالار شهرداری پراگ با هم یکی شدند. هاول پیش از آنکه رهبر انقلاب مخملی و رئیس‌جمهور چک شود، نمایشنامه‌نویسی برجسته بود که در سبک «تئاتر ابزورد» (Absurd) می‌نوشت. نوشته‌های او بوروکراسی پوچ، زبانِ تهی‌شده و مکانیسم‌های مسخ‌کننده‌ی سیستم‌های کمونیستی را به هجو می‌کشیدند؛ کاری که دقیقاً ادامه‌دهنده راه کافکا بود.

زندگی او، تحققِ رویای ناتمامِ کافکا بود: فردی که توانست بر «قصر» (The Castle) پیروز شود و از یک زندانی سیاسی شماره‌دار، به رهبر اخلاقی یک ملت تبدیل گردد. او سال‌ها زندانی بود و نامه‌های فلسفی‌اش از زندان به همسرش (الگا)، امروزه بخشی از ادبیات کلاسیک و سیاسی جهان محسوب می‌شود.

واتسلاف هاول برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2010
واتسلاف هاول برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2010

مارگارت اتوود (Margaret Atwood)

«پیشگوی دیستوپیا». مارگارت اتوود با خلق رمان سرگذشت ندیمه (The Handmaid’s Tale)، دنیایی را ترسیم کرد که در آن فردیت و زنانگی توسط یک سیستم تمامیت‌خواه مذهبی له می‌شود. این جهان دیستوپیایی، نسخۀ مدرن‌شدۀ همان جهانِ کابوس‌وارِ کافکاست (به‌ویژه داستان گروه محکومین) که در آن قانون نه برای عدالت، بلکه برای حک کردنِ درد بر بدنِ محکوم استفاده می‌شود.

دریافت جایزه فرانتس کافکا توسط اتوود، تاییدی بود بر اینکه او توانسته ترس‌های پنهان انسان معاصر (از نظارت همگانی تا نابودی محیط زیست) را به بهترین شکل روایت کند. سریال تلویزیونی ساخته شده بر اساس کتاب او، لباس‌های قرمز و کلاه‌های سفید را به نماد جهانی اعتراضات زنان تبدیل کرد و تأثیر ادبیات او را از کتابخانه‌ها به خیابان‌ها کشاند. اتوود همچنین دو بار برنده جایزه بوکر، جایزه گودریدز، جایزه صلح آلمان و برندۀ جایزه قلم آمریکا شده است.

میلان کوندرا (Milan Kundera)

«بارِ هستی و بازگشت به خانه». اهدای جایزه فرانتس کافکا به میلان کوندرا در سال ۲۰۲۰، تاریخی‌ترین لحظه این جایزه بود. کوندرا که پس از مهاجرت به فرانسه، تابعیت چک خود را از دست داده بود و به زبان فرانسوی می‌نوشت، رابطه‌ای سرد با وطنش داشت. پذیرش این جایزه، نوعی آشتی ملی تلقی شد.

کوندرا بسیار گریزان از رسانه بود و دهه‌ها مصاحبه نکرد. کوندرا معتقد بود زندگی خصوصی نویسنده باید پشت پرده آثارش پنهان بماند. از جمله دیگر افتخارات او می‌توان به جایزه اورشلیم و جایزه ایالتی اتریش اشاره کرد.

مارگارت آتوود برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2017
مارگارت اتوود برنده جایزه فرانتس کافکا در سال 2017

جنجال‌ها و حواشی: سایه سیاست بر تندیس کافکا

با اینکه جایزه فرانتس کافکا سعی دارد چهره‌ای اومانیستی و فرهنگی داشته باشد، اما انتخاب‌هایش گاهی طوفان به پا کرده‌اند. در اینجا چند مورد از داغ‌ترین حواشی پیرامون این جایزه را بررسی می‌کنیم.

پرونده پیتر هاندکه: «اومانیسم» یا «حمایت از جنایت»؟

بزرگترین بحران اخلاقی جایزه فرانتس کافکا در سال ۲۰۰۹ و با انتخاب «پیتر هاندکه» رقم خورد. هاندکه به دلیل حمایت‌هایش از صرب‌ها در جنگ بالکان، زیر سوال بردن نسل‌کشی سربرنیتسا و حضور در مراسم تشییع جنازه اسلوبودان میلوسویچ (جنایتکار جنگی)، چهره‌ای منفور در میان بسیاری از روشنفکران اروپا بود. وقتی هیئت داوران جایزه فرانتس کافکا نام او را اعلام کرد، اعتراضات گسترده‌ای شکل گرفت. منتقدان گفتند: «چطور می‌توان جایزه‌ای را که یکی از معیارهای اصلی‌اش “ترویج رواداری و اومانیسم” است، به کسی داد که جنایت علیه بشریت را تطهیر می‌کند؟»

اما هیئت داوران جایزه فرانتس کافکا بر موضع خود پافشاری کرد و اعلام نمود که آن‌ها تنها به «کیفیت ادبی و ساختار زبانی» آثار او رای داده‌اند، نه به دیدگاه‌های سیاسی‌اش. این ماجرا، شکافی عمیق میان تعریف «هنر ناب» و «تعهد اخلاقی» در تاریخ جایزه ایجاد کرد.

پتر هاندکه برندۀ جنجالیِ جایزه فرانتس کافکا سال 2009
پتر هاندکه برندۀ جنجالیِ جایزه فرانتس کافکا سال 2009

معمای میلان کوندرا و سایۀ «پلیس مخفی»

انتخاب میلان کوندرا در سال ۲۰۲۰، اگرچه خبری خوشحال‌کننده بود، اما حواشی زیادی داشت. کوندرا دهه‌ها بود که با جمهوری چک قهر کرده بود، تابعیت فرانسوی گرفته بود و حتی اجازه نمی‌داد آثار جدیدش به زبان چکی ترجمه شوند. اما جنجال اصلی مربوط به سال ۲۰۰۸ بود؛ زمانی که اسنادی از آرشیو پلیس مخفی کمونیستی چک پیدا شد که ادعا می‌کرد کوندرا در جوانی (سال ۱۹۵۰)، یکی از همکلاسی‌هایش را که جاسوس غرب بوده، به پلیس لو داده و باعث شده او ۱۴ سال به اردوگاه کار اجباری برود. کوندرا این اتهام را قویاً رد کرد و آن را ترور شخصیت خواند.

انتخاب او برای جایزه فرانتس کافکا در سال ۲۰۲۰، از سوی برخی به عنوان «تطهیر رسمی» کوندرا توسط نهادهای فرهنگی چک تفسیر شد. منتقدان پرسیدند: «آیا این جایزه تلاشی برای آشتی ملی است یا نادیده گرفتنِ یک لکه تاریک در پرونده نویسنده؟» او جایزه را پذیرفت، اما به دلیل کهولت سن و شاید دلخوری‌های قدیمی، به پراگ نیامد. جایزه در آپارتمانش در پاریس به او تحویل داده شد و کوندرا پذیرش جایزه را «افتخاری ویژه» دانست که نشان‌دهنده پایانِ جنگ سردِ شخصیِ او با وطنش بود.

پرتره میلان کوندرا در کنار فرانتس کافکا
پرتره میلان کوندرا در کنار فرانتس کافکا

نتیجه‌گیری: چرا جایزه فرانتس کافکا مهم است؟

در دنیایی که جوایز ادبی گاهی به شوهای تلویزیونی (استرگا) یا ماشین‌های پول‌سازی (پلانتا) تبدیل می‌شوند، جایزه فرانتس کافکا همچنان سعی دارد نقشِ «وجدانِ بیدارِ ادبیات» را بازی کند. این جایزه به ما یادآوری می‌کند که ادبیات تنها سرگرمی نیست؛ ادبیات یعنی نگریستن به تاریک‌ترین گوشه‌های وجود انسان، همان‌طور که کافکا نگریست.

برنده شدن در جایزه فرانتس کافکا یعنی پیوستن به باشگاهی که اعضایش نه سلبریتی، بلکه متفکرانی هستند که جهان را عمیق‌تر، پیچیده‌تر و شاید کمی غمگین‌تر از دیگران می‌بینند. تا زمانی که تندیس کوچکِ کافکا در سالن شهرداری پراگ اهدا می‌شود، می‌توان مطمئن بود که روحِ فرانتس کافکا هنوز در کوچه‌های پراگ قدم می‌زند و نگرانِ سرنوشتِ انسان است.

سوالات متداول درباره جایزه فرانتس کافکا

۱) مبلغ جایزه فرانتس کافکا چقدر است؟

برنده جایزه فرانتس کافکا مبلغ ۱۰,۰۰۰ دلار آمریکا دریافت می‌کند. علاوه بر این، یک دیپلم افتخار و یک تندیس برنزی نفیس که نمادی از شهر پراگ و کافکا است، به او اهدا می‌شود. ارزش معنوی و اعتباری این جایزه بسیار فراتر از مبلغ نقدی آن است.

۲) آیا جایزه فرانتس کافکا فقط به نویسندگان چک تعلق می‌گیرد؟

خیر. جایزه فرانتس کافکا یک جایزه کاملاً بین‌المللی است. نویسندگان از سراسر جهان (آمریکا، ژاپن، بریتانیا، اتریش، اسرائیل و…) برنده این جایزه شده‌اند. تنها شرط زبانی این است که حداقل یکی از آثار نویسنده به زبان چکی ترجمه و در جمهوری چک منتشر شده باشد تا داوران بتوانند آن را بررسی کنند.

۳) آیا نویسندگان ایرانی می‌توانند در جایزه فرانتس کافکا شرکت کنند؟

بله، از نظر قانونی هیچ منعی وجود ندارد. اما جایزه فرانتس کافکا فرآیند «ارسال اثر» ندارد و نامزدها توسط نهادهای تخصصی انتخاب می‌شوند. اگر آثار یک نویسنده ایرانی به زبان‌های جهانی (و خصوصاً چکی) ترجمه شده باشد و شهرت بین‌المللی داشته باشد، شانس انتخاب شدن توسط هیئت داوران را دارد.

۴) تفاوت جایزه فرانتس کافکا با جایزه فرانتس کافکا (آمریکا) چیست؟

گاهی اشتباهی رخ می‌دهد. جایزه اصلی و معتبر جهانی، همین جایزه فرانتس کافکا (Franz Kafka Prize) است که در پراگ اهدا می‌شود. جایزه دیگری با نام مشابه در آمریکا (توسط دانشگاه روچستر) وجود داشت که دامنه و اعتبار محدودتری داشت و نباید با این جایزه بزرگ اروپایی اشتباه گرفته شود.

۵) این جایزه هر چند وقت یک‌بار اهدا می‌شود؟

جایزه فرانتس کافکا یک جایزه سالانه است. مراسم اعلام برنده معمولاً در اواسط سال میلادی و مراسم اهدای جایزه در اواخر اکتبر (نزدیک به روز ملی جمهوری چک) در تالار شهرداری قدیم پراگ برگزار می‌شود.