مشاهده

سالنامه، تقویم و سررسید 1405

مشاهده

سالنامه، تقویم و سررسید 1405

مشاهده

جایزه رومولو گالگوس: از اوجِ «بوم» لاتین تا سقوط در کاراکاس

در دهه ۱۹۶۰، زمانی که جهان ادبیات در تسخیر نویسندگان اروپایی و آمریکایی بود، ناگهان صدایی از جنوب برخاست؛ صدایی آمیخته با جادو، گرما، دیکتاتوری و رئالیسم. این دوره که به «دوره بوم یا انفجار آمریکای لاتین» (Latin American Boom) مشهور شد، نیاز به تریبونی داشت تا خود را به جهان اثبات کند. آن تریبون، نه در مادرید یا بارسلون، بلکه در کاراکاسِ ونزوئلا متولد شد: جایزه رومولو گالگوس (Romulo Gallegos Prize).

برای دهه‌ها، جایزه رومولو گالگوس معتبرترین، گران‌ترین و مهم‌ترین جایزه ادبی برای رمان‌های اسپانیایی‌زبان در جهان بود. دریافت این جایزه به معنای ورودِ قطعی به تاریخ ادبیات بود. هر نویسنده‌ای که می‌خواست نامش در کنار بزرگان تاریخ ثبت شود، باید از دروازه‌های کاراکاس عبور می‌کرد. اعتبار جایزه رومولو گالگوس در دوران طلایی‌اش چنان بود که منتقدان ادبی آن را «نوبلِ آمریکای لاتین» می‌نامیدند؛ عنوانی که با لیستِ برندگانی چون گارسیا مارکز، بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس، کاملاً شایستۀ آن بود.

اما سرنوشتِ این جایزه، پیوندی تراژیک و عجیب با سرنوشتِ کشور میزبانش (ونزوئلا) دارد. همان‌طور که ونزوئلا از ثروتِ بی‌پایانِ نفت به بحران‌های سیاسی و اقتصادی رسید، جایزه رومولو گالگوس نیز از قله‌های ادبیات جهان به مرکزِ طوفان‌های سیاسی و بی‌پولی کشیده شد.

در این مقاله، ما داستانِ صعود و افولِ یک امپراتوری ادبی را روایت می‌کنیم. داستان جایزه‌ای که اولین برنده‌اش «ماریو بارگاس یوسا» بود و مشهورترین برنده‌اش «گابریل گارسیا مارکز». اما چرا این جایزه در سال‌های اخیر توسط بسیاری از نویسندگان تحریم شد؟ چگونه سخنرانی‌های مراسم اهدای آن، باعث قطع روابط دیپلماتیک شد؟ و چرا تلفظ صحیح نام آن را بسیاری اشتباه می‌گویند؟

فهرست مطالب

«گالگوس» یا «گایه‌گوس»؟ معمای یک نام

یکی از چالش‌های ظریف اما همیشگی برای مخاطبان غیر اسپانیایی‌زبان، تلفظ صحیح نام خانوادگی این نویسنده بزرگ و جایزه اوست. در قواعد زبان اسپانیایی، به‌ویژه در لهجه‌ی رایج آمریکای لاتین و کشور ونزوئلا، پدیده‌ای زبانی به نام «یه‌ایسمو» (Yeismo) حاکم است. طبق این قاعده، دو حرف L که کنار هم قرار می‌گیرند (LL)، صدای «ی» می‌دهند.

بنابراین، اگر بخواهیم نام Romulo Gallegos را با اصالتِ اسپانیایی و آن‌طور که خودِ ونزوئلایی‌ها تلفظ می‌کنند بیان کنیم، صورت صحیح «رومولو گایه‌گوس» است. با این حال، در زبان فارسی و طی دهه‌های گذشته، مترجمان و رسانه‌ها عمدتاً بر اساس شکل نوشتاری کلمه عمل کرده‌اند و به همین دلیل، صورت «رومولو گالگوس» در ایران بسیار رایج‌تر و کاملاً پذیرفته‌شده است. هر دو تلفظ در فضای ادبی ایران به کار می‌روند، اما «گایه‌گوس» نشان‌دهنده‌ی دقتِ زبانیِ بیشتر گوینده است.

پوستر مراسم جایزه رومولو گالگوس سال 2024
پوستر مراسم جایزه رومولو گالگوس سال 2024

تاریخچه و خاستگاه: رویای تمدن در برابر بربریت

به ونزوئلای دهه ۶۰ میلادی بازمی‌گردیم؛ کشوری که به لطف درآمدهای سرشار نفتی، ثروتمندترین کشور آمریکای جنوبی بود و می‌خواست خود را به عنوان قطب فرهنگی جهانِ اسپانیایی‌زبان معرفی کند. در سال ۱۹۶۴، رئیس‌جمهور وقت ونزوئلا، «رائول لئونی»، فرمانی را امضا کرد تا جایزه‌ای ادبی به نام سلفِ خود، رومولو گالگوس یا گایه گوس، تأسیس کند. هدف بسیار بلندپروازانه بود: ایجاد جایزه‌ای که بتواند تمام نویسندگان اسپانیایی‌زبان (از اسپانیا تا آرژانتین و مکزیک) را زیر یک چتر جمع کند. اولین دوره آن در سال ۱۹۶۷ برگزار شد؛ سالی که نقطه عطفی در تاریخ ادبیات جهان محسوب می‌شود.

چرا نام «رومولو گالگوس» انتخاب شد؟ او فقط یک سیاستمدار نبود؛ او پدر رمان‌نویسی مدرن ونزوئلا بود. شاهکار او، «دونیا باربارا» (Dona Barbara)، نبردی تمثیلی میان «تمدن» و «بربریت» در دشت‌های ونزوئلا را روایت می‌کرد. گالگوس که اولین رئیس‌جمهور منتخب دموکراتیک ونزوئلا بود (که البته با کودتا برکنار شد)، نمادِ روشنفکری، دموکراسی و قدرت قلم بود. بنابراین، جایزه رومولو گالگوس از همان ابتدا بارِ معناییِ سنگینی داشت: دفاع از تمدن و ادبیات در برابر دیکتاتوری و توحش.

دوران طلایی (The Golden Era): تثلیث مقدس دورۀ بوم

سه دوره اولِ جایزه رومولو گالگوس (که در ابتدا هر ۵ سال یک‌بار برگزار می‌شد)، افسانه‌ای‌ترین دورانِ هر جایزه ادبی در تاریخ است. هیچ جایزه دیگری نتوانسته در سه دوره اول خود، سه غولِ اصلیِ ادبیات زمانش را شکار کند:

  • ۱۹۶۷: ماریو بارگاس یوسا
  • ۱۹۷۲: گابریل گارسیا مارکز
  • ۱۹۷۷: کارلوس فوئنتس

این سه نفر، غول‌های دورۀ انفجار یا «بوم» ادبیات آمریکای لاتین بودند و در این دو دهه، کاراکاس واقعاً مرکز ثقل ادبیات جهان بود. این انتخاب‌ها چنان اعتباری به جایزه رومولو گالگوس بخشید که آن را هم‌تراز با نوبل قرار داد. در آن سال‌ها، مبلغ جایزه (۱۰۰,۰۰۰ دلار) حتی از نوبل ادبیات هم بیشتر یا با آن برابر بود و نویسندگان برای بردنش سر و دست می‌شکستند.

تغییر ساختار و ورود اروپایی‌ها (۱۹۸۷–۱۹۹۹)

در اواخر دهه ۸۰، سرعت تولید ادبیات در جهان اسپانیایی‌زبان آنقدر زیاد شد که برگزاری پنج‌سالانه جایزه دیگر منطقی نبود. از سال ۱۹۸۷، جایزه رومولو گالگوس به جایزه‌ای دوسالانه (هر دو سال یک‌بار) تبدیل شد. اتفاق مهم دیگر در سال ۱۹۹۵ افتاد؛ زمانی که هیئت داوران تصمیم گرفت دایره‌ی جغرافیایی را بشکند و جایزه را به «خابیر ماریاس» از اسپانیا بدهد. تا پیش از آن، نانوشته بود که جایزه متعلق به نویسندگان آمریکای لاتین است، اما انتخاب ماریاس نشان داد که جایزه رومولو گالگوس متعلق به «زبان اسپانیایی» است، نه فقط یک قاره.

سایه‌ی سیاست و بحران اقتصادی (۱۹۹۹ تا امروز)

با به قدرت رسیدن هوگو چاوز و آغاز «انقلاب بولیواری» در ونزوئلا، بنیاد CELARG و به تبع آن جایزه رومولو گالگوس، دستخوش تغییرات ایدئولوژیک شدند. اگرچه در سال‌های ابتداییِ قرن جدید، جایزه همچنان با قدرت به کار خود ادامه داد (و نویسندگان بزرگی چون بولانیو و وایخو را معرفی کرد)، اما به تدریج شکافی عمیق میان دولت ونزوئلا و روشنفکران لیبرال ایجاد شد. از سال ۲۰۱۵، با سقوط قیمت نفت و آغاز بحران اقتصادی وحشتناک در ونزوئلا، جایزه رومولو گالگوس وارد تاریک‌ترین دوران خود شد:

  • تعلیق‌های تاریخی: در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹، جایزه برگزار نشد. دولت بهانه‌ی «بازسازی ساختاری» را آورد، اما همه می‌دانستند که خزانه خالی است و توان پرداخت جایزه ۱۰۰ هزار دلاری وجود ندارد.
  • کاهش اعتبار: بسیاری از ناشران بزرگ بین‌المللی (مانند پلانتا و آلفاگوارا) در اعتراض به سانسور و وضعیت سیاسی ونزوئلا، از ارسال آثار نویسندگانشان به این جایزه خودداری کردند. با این حال، در سال ۲۰۲۰ جایزه دوباره احیا شد تا نشان دهد هنوز نفس می‌کشد.

رقابت رمان‌ها، نه کارنامه‌ها

تفاوت بزرگ جایزه رومولو گالگوس با بسیاری از دیگر جوایز در این است که این جایزه به «مجموع آثار» (یک عمر فعالیت) داده نمی‌شود؛ بلکه مانند جوایز بوکر یا استرگا، به یک رمان خاص تعلق می‌گیرد.

قوانین شرکت

  • زبان: رمان باید حتماً به زبان اسپانیایی نوشته شده باشد (ترجمه پذیرفته نیست).
  • زمان انتشار: کتاب باید در بازه زمانی دو ساله‌ی قبل از جایزه منتشر شده باشد.
  • ملیت: نویسنده می‌تواند هر ملیتی داشته باشد (اسپانیایی، مکزیکی، کلمبیایی و…)، به شرطی که اثر به اسپانیایی باشد.

هیئت داوران

داوران جایزه رومولو گالگوس معمولاً ترکیبی از ۳ تا ۵ نفر هستند:

  1. برندۀ دوره قبل (به عنوان عضو افتخاری).
  2. منتقدان و نویسندگان برجسته از کشورهای مختلف اسپانیایی‌زبان.
  3. یک نماینده از ونزوئلا.

این ترکیب تضمین می‌کرد که نگاه جایزه محدود به ونزوئلا نباشد، اما در سال‌های اخیر، منتقدان دولت مدعی‌اند که داوران با گرایش‌های چپِ سیاسی انتخاب می‌شوند.

ویسنته باتیستا برنده جایزه رومولو گالگوس 2025
ویسنته باتیستا برنده جایزه رومولو گالگوس 2025

جایزه نقدی و مدال

در دوران اوج، مبلغ جایزه رومولو گالگوس ۱۰۰,۰۰۰ دلار آمریکا (معاف از مالیات) بود که آن را به گران‌ترین جایزه ادبی منطقه تبدیل می‌کرد. علاوه بر پول، برنده یک مدال طلا و دیپلم افتخار دریافت می‌کند و اثرش توسط انتشارات دولتی ونزوئلا (Monte Ávila Editores) با تیراژ بالا بازنشر می‌شود که توزیع گسترده‌ای در مدارس و کتابخانه‌های آمریکای لاتین دارد.

تالار مشاهیر: ۱۰ غول ادبی که در کاراکاس تاج‌گذاری کردند

لیست برندگان جایزه رومولو گالگوس، فهرستی خیره‌کننده از بهترین نویسندگان نیم‌قرن اخیر است. در اینجا ۱۰ تن از مهم‌ترین آن‌ها را با جزئیات بررسی می‌کنیم.

ماریو بارگاس یوسا - پرو (۱۹۶۷)

«آغاز امپراتوری با خانه سبز». اولین دوره جایزه در سال ۱۹۶۷ به جوانی ۳۱ ساله رسید که هنوز نوبل نگرفته بود، اما نبوغش جهان را مسحور کرده بود. یوسا برای رمان پیچیده و مدرن «خانه سبز» (La casa verde) برنده شد.

یوسا در سخنرانی معروفش در کاراکاس گفت: «ادبیات آتش است». او جایزه نقدی را صرف درمان آسمِ پسرش و خریدن زمان برای نوشتنِ رمان بعدی‌اش کرد. این پیروزی، یوسا را به رهبرِ نسلِ جدید نویسندگان تبدیل کرد. از جمله دیگر افتخارات او می‌توان به نوبل ادبیات ۲۰۱۰، جایزه سروانتس، جایزه پلانتا و جایزه کارلوس فوئنتس اشاره کرد.

گابریل گارسیا مارکز - کلمبیا (۱۹۷۲)

«صد سال تنهایی بر تختِ پادشاهی». پنج سال بعد، جایزه به کتابی رسید که انجیلِ آمریکای لاتین شد: «صد سال تنهایی». هیچ شکی وجود نداشت که مارکز باید برنده شود. دریافت جایزه رومولو گالگوس توسط مارکز، مُهر تاییدی بود بر اینکه رئالیسم جادویی، سبکِ غالبِ ادبیات آن دوران است.

مارکز برندۀ جوایز متعدد دیگر نیز از جمله نوبل ادبیات ۱۹۸۲ و جایزه نوستاد نیز شده است.

ماریو بارگاس یوسا (سمت چپ) جوان در حال اخذ جایزه از شخص رومولو گالگوس
ماریو بارگاس یوسا (سمت چپ) در حال اخذ جایزه از رومولو گالگوس

کارلوس فوئنتس - مکزیک (۱۹۷۷)

«تاریخ‌نگارِ روحِ اسپانیایی». با برنده شدن فوئنتس برای رمان عظیم و دشوارِ «ترا نوسترا» (Terra Nostra)، مثلثِ بزرگان بوم (یوسا، مارکز، فوئنتس) تکمیل شد. این رمان که هزار صفحه دارد، بازخوانیِ سوررئالِ تاریخ اسپانیا و آمریکای لاتین است. فوئنتس دیپلمات بود و شخصیتی بسیار شیک و اشرافی داشت. انتخاب او نشان داد که جایزه علاوه بر رئالیسم جادویی، به رمان‌های فلسفی و تاریخیِ پیچیده نیز توجه دارد.

فوئنتس نیز جوایز مختلفی از جمله جایزه سروانتس و جایزه شاهزاده آستوریاس را نیز از آن خود کرده بود و همچنین، جایزه‌ای تحت عنوان «جایزه کارلوس فوئنتس» برای یادبود نام او اهدا می‌شود. این جایزۀ بین‌المللی یکی از گران‌ترین و معتبرترین نشان‌های ادبی جهانِ اسپانیایی‌زبان (با ارزش ۱۲۵,۰۰۰ دلار) است که توسط دولت مکزیک اهدا می‌شود.

خابیر ماریاس – اسپانیا (۱۹۹۵)

«بازگشتِ استعمارگر؟». تا قبل از سال ۱۹۹۵، جایزه در انحصار نویسندگان آمریکای لاتین بود. خابیر ماریاس اسپانیایی با رمان شاهکارش «فردا در نبرد به من بیندیش»، اولین نویسنده اروپایی بود که این جایزه را برد. این انتخاب نشان داد که ادبیات اسپانیا دوباره زنده شده و می‌تواند با غول‌های لاتین رقابت کند.

  • دیگر افتخارات ماریاس: جایزه فمینا (فرانسه)، جایزه دولتی اتریش.
  • ماریاس پادشاهِ جزیره‌ی خیالیِ «ردوندا» بود و به نویسندگان لقب دوک و کنت می‌داد!
خابیر ماریاس - برنده جایزه رومولو گالگوس 1995
خابیر ماریاس - برنده جایزه رومولو گالگوس 1995

روبرتو بولانیو – شیلی (۱۹۹۹)

«پایانِ رئالیسم جادویی، آغازِ رئالیسم احشایی». سال ۱۹۹۹ سالِ زلزله بود. روبرتو بولانیو، نویسنده یاغیِ شیلیایی، با رمان «کارآگاهان وحشی» (Los detectives salvajes) برنده شد. بولانیو با این کتاب، عملاً علیه مارکز و سبک رئالیسم جادویی شورش کرد و رئالیسمی خشن، شهری و مدرن را بنیان نهاد.

بولانیو در سخنرانی‌اش با فروتنیِ طعنه‌آمیزی گفت: «من این جایزه را دزدیدم! این حق من نبود.» او نمادِ نسلِ شد. بولانیو نمادِ نسلِ جدیدی شد که دیگر نمی‌خواستند دربارۀ پروانه‌های زرد و دختران پرنده بنویسند؛ یعنی نسلِ «پسابوم» (Post-Boom) یا پسا-انفجار.

انریکه بیلا ماتاس – اسپانیا (۲۰۰۱)

«نویسندۀ نویسندگان». بیلا ماتاس برای رمان عجیبِ «سفر عمودی» (El viaje vertical) برنده شد. او نویسنده‌ای است که عاشقِ ادبیات درباره ادبیات (Meta-fiction) است.

  • آثار او پر از ارجاعات به نویسندگانی است که نمی‌نویسند (سندروم بارتلبی). انتخاب او نشان‌دهنده‌ی چرخش جایزه به سمت ادبیات پست‌مدرن بود.
  • دیگر افتخارات ماتاس: جایزه مدیسی (فرانسه)، جایزه گرگور فون رزوری.
روبرتو بولانیو - برنده جایزه رومولو گالگوس 1999
روبرتو بولانیو - برنده جایزه رومولو گالگوس 1999

فرناندو وایخو – کلمبیا (۲۰۰۳)

«مردی که به همه فحش داد». وایخو برای رمان «دره» (El desbarrancadero) برنده شد. او نویسنده‌ای نیهیلیست، عاشق حیوانات و متنفر از انسان‌هاست! رمان او روایتی تلخ از مرگ برادرش و فروپاشی جامعه کلمبیاست.

  • او یکی از جنجالی‌ترین سخنرانی‌های تاریخ جایزه را ایراد کرد و اعلام کرد که مبلغ جایزه را به «انجمن حمایت از سگ‌های ولگرد» در کاراکاس می‌دهد، چون سگ‌ها را بیشتر از آدم‌ها دوست دارد!
  • دیگر افتخارات وایخو: جایزه فیل (FIL) مکزیک.

النا پونیاتوسکا – مکزیک (۲۰۰۷)

«صدای بی‌صدایان». النا پونیاتوسکا، روزنامه‌نگار و نویسنده بزرگ مکزیکی (با ریشه‌ی لهستانی)، اولین زنی بود که پس از سال‌ها وقفه، برنده شد (هرچند اولین زن آنجلس ماستراتا در ۱۹۹۷ بود). او برای رمان «قطار اول می‌گذرد» جایزه گرفت.

  • او لقب «پرنسس قرمز» را دارد زیرا از خانواده‌ای اشرافی می‌آید اما تمام عمرش را صرف دفاع از حقوق فقرا و بومیان کرده است.
  • دیگر افتخارات: جایزه سروانتس (مهمترین جایزه زبان اسپانیایی).
النا پونیاتوسکا - برنده جایزه رومولو گالگوس 2007
النا پونیاتوسکا - برنده جایزه رومولو گالگوس 2007

جنجال‌ها و حواشی: وقتی کاراکاس می‌لرزد

تاریخ جایزه رومولو گالگوس پر از لحظاتی است که سیاست، ادبیات را به گروگان گرفته است. در اینجا به داغ‌ترین این ماجراها می‌پردازیم.

وایخو و اهانت به «همه مقدسات» (۲۰۰۳)

فرناندو وایخو، نویسنده کلمبیایی، در مراسم سال ۲۰۰۳ کاری کرد که همه نفس‌ها در سینه حبس شد. او پشت تریبون رفت و در حضور مقامات دولت چاوز، شروع به فحاشی کرد! او به پاپ ژان پل دوم، فیدل کاسترو (که متحد چاوز بود) و حتی خودِ بشریت حمله کرد.

او گفت: «جوانی، بیماری‌ای است که با گذر زمان درمان می‌شود» و اعلام کرد که انسان‌ها ویروس سیاره زمین هستند. او در پایان گفت که پول جایزه را فقط و فقط برای سگ‌های کاراکاس خرج می‌کند. وزیر فرهنگ وقت با لبخندی تلخ مجبور شد برای او دست بزند، اما این سخنرانی به عنوان «شورشِ آنارشیستی» در تاریخ جایزه ثبت شد.

پولِ مارکز برای چریک‌ها (۱۹۷۲)

گابریل گارسیا مارکز پس از بردن جایزه برای صد سال تنهایی، در اقدامی که لرزه بر اندام دولت وقت انداخت، تمام چک ۱۰۰ هزار دلاری را به حزب سوسیالیست ونزوئلا (MAS) اهدا کرد. در آن زمان، آمریکای لاتین درگیر جنگ سرد بود و این حرکت مارکز، پیامی واضح داشت: ادبیات نمی‌تواند بی‌طرف باشد. منتقدان راست‌گرا او را متهم به حمایت از تروریسم کردند، اما هوادارانش او را قهرمان خلق نامیدند.

تحریمِ نویسندگان و مرگِ موقتِ جایزه (۲۰۱۹-۲۰۱۷)

با وخیم شدن اوضاع ونزوئلا در دوران نیکلاس مادورو (تورم چندهزار درصدی، سرکوب معترضان و کمبود غذا)، بسیاری از نویسندگان بزرگ آمریکای لاتین اعلام کردند که شرکت در جایزه رومولو گالگوس را غیراخلاقی می‌دانند. آن‌ها می‌گفتند: «چگونه می‌توانیم از دولتی جایزه بگیریم که مردمش در سطل‌های زباله دنبال غذا می‌گردند؟»

این تحریم خاموش به همراه ورشکستگی خزانه دولت، باعث شد که جایزه در سال ۲۰۱۷ اصلاً برگزار نشود. دولت بهانه‌ی «بازنگری در ساختار» را آورد، اما همه می‌دانستند که پولی در بساط نیست. این وقفه، ضربه‌ای مهلک به اعتبار بین‌المللی جایزه زد و آن را از «نوبل لاتین» به «جایزه‌ای دولتی» تقلیل داد.

یوسا علیه چاوز: پدرکشیِ ادبی

ماریو بارگاس یوسا، اولین برنده این جایزه، در سال‌های بعد به یکی از سرسخت‌ترین دشمنان دولت چاوز و مادورو تبدیل شد. او بارها دولت ونزوئلا را «دیکتاتوریِ فاسد» نامید. مقامات ونزوئلا نیز در واکنش، یوسا را خائن خواندند و حتی پیشنهادهایی برای پس گرفتنِ عنوانِ او مطرح شد (که البته عملی نشد). این درگیری بین اولین برنده و متولیان جایزه، نمادی از شکاف عمیق در ادبیات آمریکای لاتین است.

یوسا بر علیه هوگو چاوز
یوسا بر علیه هوگو چاوز

نتیجه‌گیری: آیا ققنوس دوباره برمی‌خیزد؟

جایزه رومولو گالگوس امروز سایه‌ای از شکوهِ گذشته خود است. جایزه‌ای که روزگاری مارکز و فوئنتس برایش صف می‌کشیدند، اکنون درگیر تلاش برای بقا در میانه‌ی تحریم و تورم است. اما اهمیت تاریخی آن غیرقابل انکار است. این جایزه بود که به جهان نشان داد آمریکای لاتین فقط سرزمین کودتا و موز نیست، بلکه سرزمینی است که می‌تواند پیشروترین رمان‌های جهان را خلق کند.

آینده‌ی این جایزه به آینده‌ی ونزوئلا گره خورده است. اگر کاراکاس روزی دوباره آرامش و ثروت خود را بازیابد، شاید جایزه رومولو گالگوس نیز بتواند گردوغبار سیاست را بتکاند و دوباره به نوبلِ واقعیِ جنوب تبدیل شود.

سوالات متداول درباره جایزه رومولو گالگوس

تلفظ صحیح نام این جایزه چیست؟

این یکی از رایج‌ترین اشتباهات فارسی‌زبانان است. در زبان اسپانیایی (به‌ویژه در لهجه‌های آمریکای لاتین)، دو حرف L (ll) صدای «ی» می‌دهد (پدیده‌ای به نام Yeismo). بنابراین تلفظ صحیح نام جایزه، «رومولو گایه گوس» (Romulo Gallegos) است، نه «گالگوس». البته در فارسی نوشتن و گفتن «گالگوس» جا افتاده است.

در دوران طلایی، مبلغ جایزه ۱۰۰,۰۰۰ دلار آمریکا (یا معادل یورو) بود که رقمی نجومی محسوب می‌شد. اما در سال‌های اخیر به دلیل نوسانات شدید ارزی در ونزوئلا، این مبلغ گاهی به ۸۰,۰۰۰ یورو تغییر کرده و گاهی پرداخت آن با تأخیرهای طولانی مواجه شده است که ارزش واقعی آن را کاهش داده است.

خیر. در ابتدا (از ۱۹۶۷ تا ۱۹۸۷) هر پنج سال یک‌بار برگزار می‌شد. سپس برای همگامی با سرعت تولیدات ادبی، به جایزه‌ای دوسالانه (هر دو سال یک‌بار) تبدیل شد. در حال حاضر نیز (اگر تعلیق نشود) به صورت دوسالانه در روز ۲ اوت (تولد رومولو گالگوس) اهدا می‌شود.

تفاوت این جایزه با جایزه سروانتس چیست؟

بسیار مهم است که این دو را تفکیک کنید:

  • جایزه سروانتس (Cervantes): در اسپانیا اهدا می‌شود و به یک عمر فعالیت ادبی نویسنده تعلق می‌گیرد (شبیه نوبل).
  • جایزه رومولو گالگوس: در ونزوئلا اهدا می‌شود و به یک رمان خاص که در دو سال اخیر منتشر شده تعلق می‌گیرد (شبیه بوکر).

به دلیل وابستگی مستقیم نهاد برگزارکننده (CELARG) به دولت ونزوئلا. بسیاری از نویسندگان معتقدند که در دوران ریاست جمهوری نیکلاس مادورو، دموکراسی و حقوق بشر در ونزوئلا نقض می‌شود و دریافت جایزه از چنین دولتی، مشروعیت بخشیدن به آن است. به همین دلیل برخی ناشران بزرگ از ارسال آثار نویسندگانشان به این مسابقه خودداری می‌کنند.

بله، به شرطی که به زبان اسپانیایی بنویسند. تاکنون چندین نویسنده از کشور اسپانیا (مثل خاویر ماریاس، انریکه ویلا-ماتاس و ایزاک روزا) برنده این جایزه شده‌اند. ملیت مهم نیست، زبانِ اثر مهم است.